نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not clear with me: با من صادق نیستی/تو با من رو راست ن ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just like old time: دقیقا مثل ایام قدیم/فقط مثل خیلی وق ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lucky guy: مرد خوشبخت/مرد خوش شانس
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall asleep: به خواب رفتن پشت میز یا پشت فرمان ( ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
whiz: خیلی زرنگ و باهوش Fatemeh is a whiz ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
as if: آره جون عمه ت ! آره تو نمیری!
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
so what: آخه چی نتیجه ای گرفتی آخرش که چی
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right under your nose: درست جلوی چشماته
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his adoptive country: کشوری که به عنوان وطن اختیار کرده ب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the adoption of a new policy: اتخاذ سیاستی جدید
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got to do something: باید یه کاری انجام بدم
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have i meet something: چیزی شده که من نمی دونم/چیزی رو از ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to meet disaster: با فاجعه روبرو شدن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
top urgent: عبارت “top urgent” به فارسی یعنی: ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can do what you want: می تونی هر کاری که بخوای رو انجام ب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you won't even notice us: اصلا نمی فهمی ما اینجاییم/حتی متوجه ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's do some research: بذار یه ذره تحقیق کنیم
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
temporary landlady: صاحبخانه موقت ( خانم )
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my car crashed into taxi: ماشینم با تاکسی تصادف کرد
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dinner burned to crisp: شام سوخته/شام زیاد پخته شده
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crisp celery: کرفس ترد وتازه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a crisp dialogue: گفت وشنود پرحرارت
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he likes chasing girls: �او دوست دارد دنبال دخترها بیفتد� ی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fear ridden: �fear - ridden� در انگلیسی یعنی پر ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a drum roll please: عبارت “A drum roll please” در فارسی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sing like a toad: عبارت “sing like a toad” در انگلیسی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who won the contest: چه کسی در مسابقه برنده شد
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard some stories about you: من یه چیزایی درباره ت شنیدم/من یه ق ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nows the time: الان وقتشه/الان زمانشه که. . . .
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm taking lessons: دارم یاد میگیرم، دارم میرم کلاس ( ی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's very strange: قضیه خیلی عجیبه، قضیه خیلی مشکوکه
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is work: چطور این اتفاق افتاد، چطور اینجوری ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the imposed war: جنگ تحمیلی
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm obsessed with this girl: فکر و ذکرم شده این دختره، تمام دل م ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you lie to my face: زل میزنی تو چشام و دروغ میگی، معنی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to fall down: به پایین افتادن
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you a shark: گرگ بارون دیده ای؟
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will train him: خودم آموزشش میدم، خودم کارآزموده ش ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a hank: عجب چیزی /عجب تیکه ای ، معمولا در م ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her brother is quite a hunk: برادرش ، تیکه بدی نیست/برادرش خیلی ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a hunk of bread: یک تکه نان
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look after them: مراقبشون باش
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that exactly waiting for: این دقیقا چیزیه که اونا میخوان
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't answer to anyone: من به کسی پاسعگو نیستم. . . .
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the things get better: اوضاع بهتر میشه/اوضاع اینطور نمیمون ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i never leave you again: دیگه هیچوقت ترک نمیکنم و نخواهم کرد
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
iron lady: عبارت Iron Lady در فارسی به صورت �ب ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you always lost: تو همیشه خدا میباختی. . . .
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wasn't paying attention on the road: او هیچ توجهی به جاده نداشت
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
middle age woman: زن میانسال
١١ ماه پیش