تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

nomadic lifestyle زندگی عشایری کوچ نشین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To flake off تراشیدن Flakes off تراشه Using ancient techniques, they struck larger stones against the sharp stones to flake off smaller, sharper ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Minimum number of new idea within a certain time period برنامه ریزی برای رسیدن به تعداد مشخصی از ایده ها در یک بازه زمانی مشخص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رویه فعلی، موقعیت فعلی، همین روش فعلی، چیز مرسوم، راه معمول، وضع موجود The existing status of affairs The current situation

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ملیجک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"خوب بیان کردن" یعنی چیزی را به طور مؤثر، دقیق و به درستی گفتن و نشان دادن. : "Put it well" means to say something in a good or clear way.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شکایت ها شکایات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع cranium جمجمه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

We have lots of things impinging upon on senses, and some of them become conscious, and some of them don't. چیزهای زیادی بر حواس ما تأثیر می گذارند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Maintain positive Stay optimistic and cheerful

پیشنهاد
٠

Figments of an active imagination به معنای ساخته های تخیل فعال است و به ایده ها، تصاویر یا افکاری اشاره دارد که کاملاً خیالی هستند و توسط تخیل فرد ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Newclear weapons are still poised to strike all the major cities in the Northern Hemisphere. Ready to attack آماده ی شلیک

پیشنهاد
٠

به شکل فرمول در قالب فرمول نمونه چند فرمول A = πr E=mc2

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاخه ، دسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسائل اضافی به مواردی اطلاق می شود که غیرضروری، زیاد یا در یک زمینه خاص بی فایده هستند. این عبارت به هر چیزی اشاره دارد که اضافی یا تکراری است و ارزش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1. غیرقابل اعتراض 2. بی اشکال 3. غیرتوهین آمیز 4. قابل قبول 5. خنثی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس مثبت نشان دادن ریلکس نشان دادن حتی در مواقع و شرایط سخت اشاره به تمرکز به جنبه های مثبت دارد و امید به نتیجه ی مثبت را نشان داده است. Of cours ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Dump اشاره به محلی دارد که وسایل بدرد نخور و فرسوده ، به اصطلاح زباله را می ریزند. To dump به عمل انداختن اون شیئ به درد نخور در زباله دونی اشاره د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر شما spoiled by technology شدید ، یعنی شما بدون تکنولوژی نمیتونید زندگی کنید ، مثل بچه ای که لوس شده و همیشه باید هرچیزی خواست دم دستش باشه، شما ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح as dry as bone در فارسی کلمه به کلمه برگردانده نمی شود و خشک مثل استخوان معنایی نمی دهد. این عبارت به معنای چیزی است که کاملاً خشک است و هیچ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مکانی که دست نخورده است . Remaind untouched معمولا در توصیف نقاط گردشگری بکر طبیعت استفاده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Meaning of "you never know": This phrase is used to express hope or uncertainty, suggesting that although something may seem unlikely, there’s always ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مملو از چیزی پر از چیزی That's dripping with scrsism. Full of

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حزب میانه رو ، بر خلاف رادیکال ها In Britain, capitalism is associated with the Conservative Party, which tends to favour the status quo and is oppo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مقدار زیادی غذا را با اشتیاق خوردن To begin eating eagerly and enjoyably. Example: "After a long day, they sat down to tuck into a good meal toget ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Tardy person آدم خجسته ریلکس ، بی اهمیت به وقت شناسی و بی اهمیت نسبت به زمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خجسته، ریلکس و بی اهمیت نسبت به زمان و وقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To think deeply تعمق کردن توجه شود به عنوان فعل هیچ حرف اضافه ای ندارد Contemplate future ( Contemplate on/at/in ) اشتباه است 1. He sat by the ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Assert means to state something confidently and forcefully, often as a fact or belief. It shows strong conviction or certainty in what is being said. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Imagine you’re setting up a study environment and say, "A quiet room is conductive to concentration. " This means a quiet room helps you focus better ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس قلقلک قلقلک به حس خاصی اطلاق می شود که معمولاً با تحریک پوست در نواحی حساس بدن مانند پاها، زیر بغل یا پهلوها ایجاد می شود و باعث خنده غیرارادی ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درجه یک رنگ تن یک رنگ طیف ، این رنگ قرمز درجه رنگ روشنی دارد. ( This red has a bright degree of color. ) درجه رنگ آبی در این تصویر خیلی تیره ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از چیزی باخبر بودن آگاه بودن به Being aware of sth A manager who is cued into the team will certainly not want one person's attitude affect everyo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف های بی اهمیت در مورد بقیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

According to The Telegraph, a manager who senses that negativity is permeating the workplace will likely address the issue, which could hurt the nays ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به چیزی تبدیل شدن به فرم دیگری تغییر شکل یافتن عوض شدن تغییر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک لبخند کوتاه مثل چشمک ،

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیشتر از توان مایه گذاشته فراتر از توان تلاش کردن Do with less یعنی کاری را با چیزی اندک انجام دادن، مثلا با پول کمی امرار معاش کردن، یا با انرژی ...

پیشنهاد
١

مجبور به انجام کاری بیشتر از توان خود Do more with less انجام کاری فرا تر از توان ( وقت، پول، قدرت، حوصله )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاهش دادن تقلیل دادن کم کردن کنترل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همراه با. . . Accented with a deep bass همراه با یک باس قوی Accented with humer همراه با شوخی Accented with eye roll همراه با چرخش چشم، معمولا اشا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Sighs and complaints آه ها و ناله ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آه و ناله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Dripping with پر از ، لبریز از dripping with scrsism پر از کنایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

A tardy person , وقت نشناس The chronicly tardy person

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

a customer or a regular visitor of a place, such as a movie theater, restaurant, or other public establishment. مشتری یا بازدید کننده ، مثلا شخصی ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Salvaged به کرار با سایر کلمات می تواند کالوکیشن شود و معنی بازیافت شده به آنها بدهد. Salvaged fabric پارچه بازیافتی Salvaged wood چوب بازیافتی S ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی ابتدایی گرد افشانی Transfer the pollen from one flower to another. معنی ثانویه ترویج و تشویق به پیشرفت و تغییر Metaphorically ✍️ The campai ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدثن شک در کانتکس هنر به تابلوی نقاشی اشاره دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ارتودوکسی به معنی سنتی یا سخت گیرانه هست، Orthodoxical views in of hight and low art. چیزی است که به عقاید یا شیوه های ارتودوکسی ( سنتی و پذیرفته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حل کردن، تعمیر کردن ، تصحیح کردن Impossible to mend غیر قابل جبران This discrepancy is impossible to mend . این اختلاف غیر ممکن است برطرف شو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

In this matter or in this situation در این شرایط یا در این جا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Contain به معنی keep از آنجایی که Keep هم به معنی در برداشتن هه معنی بازداشتن و کنترل کردن است ، contain هم دو معنی یعنی ( کنترل کردن و در برداشتن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Compelled to حرف اضافه to برای این فعل استفاده میشه به معنی مجبور و ناچار به انجام کاری بودن چه نیروی بیرونی این اجبار را ایجاد کند چه مسئولیت ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وجه حیوانی انسان ( شهوت، شکار، بقا، ترس، احساسات ) وابسته به رفتار و وجه بیولوژیک انسان که در چرخه نیاز مادی انسان تکامل یافته. مترادف primal side ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Eclipsed به معنی سلطه پیدا کردن بر کسی یا چیزی در عرصه یا زمینه ای است. مثلا هنرمندی که سایر هنرمندان را eclipsed می کند، از آنها با قدرت پیشی می گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چند مثال ثانویه برای درک بهتر eclipsed by sth/sb زیر سلطه چیزی یا کسی رفتن. . . زیر سایه چیزی قرار گرفتن. . . پایین دست قدرتی بزرگتر شدن. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Cling to به معنی رد کردن سایر آپشن ها میباشد، مثلا افرادی که هنوز از ابزارآلات قدیمی استفاده می کنند و حتی حاضر به امتحان کردن ابزار جدید نیستند. R ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشیائی ساخته شده به دست انسان که معمولا جز آثار باستانی و از منظر تاریخی و فرهنگی مهم هستند ، این کلمه در کانتکست های باستان شناسی یا تاریخی استفاده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Littered به معنی پراکنده شدن چیزی به طور بی نظم و معمولاً به شکلی نامرتب یا بی دقت است. 1. The streets were littered with discarded wrappers and bo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

علاوه بر معنای شهری اتفاقا معنی رایجتر میشه چیزی که تحت کنترل مسئولین دولتی هستش ( ساختمان ها یا سرویس رسانی و خدمات ) ( Municipal buildings ) th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوتا معنی داره بسته به کانتکست ۱ ، سخت برای کنترل ۲، تعداد کم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Society's demands واجبات مردمی وظایف اجتماعی Our social imperative is to help others "رعایت قوانین اجتماعی یک وظیفه اجتماعی است. " Observing s ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختلال هوشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دلت صابون نزن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کش دادن، طولانی کردن کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کش دادن موضوعی یا چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

This phrase means an outcome that is certain or inevitable, often because the situation strongly points to it. نتیجه قطعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Give part of your work to sb, especially sb in lower position. Distributing a task Do you delegate responsibilities as far as possible?

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر زدن