پیشنهادهای سعید برزگر یارمحمدی (١٣)
یادآوری خاطرات تلخ گذشته، نبش قبر کردن، از زیر غبار فراموشی خارج کردن، زنده کردن خاطرات تلخ گذشته
خود کم بینی، فقدان روحیه مبارزه، نا امیدی پیش از موقع
تکثیر کردن، بوجود آوردن، ایجاد کردن
متضاد عمیق ( نفس کشیدن ) Shallower breath متضاد Deeper breath
خود ویرانگر، از بین برنده اعتماد نفس
offering or providing only the essentials : not fancy, elaborate, or luxurious
a low - cost, no - frills vacation during which we camped out and cooked our own meals
راه اندازی شده در حال فعالیت
Roof Hatch دریچه سقف ( خودرو ) so many business plans never hatch تعداد بسیاری از برنامه های کسب و کار به منصه ظهور ( به سود دهی ) نمی رسند.
ویرانگر؛ مخرب؛
آنغوزه. صمغ خشک شده حاصل از ریشه های چند گونه گیاهی مختلف از خانواده هویج. Hing or Asafoetida is the dried latex ( gum oleoresin ) exuded from the rh ...
drainage pump به معنای پمپ کف کش استفاده میشود.
معکوس؛ غیر مطلوب؛ نامطلوب