لایروبی کردن
● رو کردن
خاطرات بد را زنده کردن
🔸 معادل فارسی:
• بیرون کشیدن ( خاطرات بد، اشتباهات قدیمی )
• زنده کردن ( مسائل کهنه و آزاردهنده )
• پیش کشیدن ( چیزی که بهتر بود فراموش شود )
• در زبان محاوره ای: �قضایا را دوباره باز کردن�، �تفاله ها را درآوردن�، �گل آلود کردن آب�
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• Why do you always have to dredge up things that happened years ago?
چرا همیشه مجبوری چیزهایی را که سال ها پیش اتفاق افتاده دوباره پیش بکشی؟
• The tabloids dredged up photos of her from ten years ago.
روزنامه های زرد عکس های او را از ده سال پیش بیرون کشیدند.
• During the argument, they dredged up every minor disagreement they'd ever had.
در طول مشاجره، هر اختلاف نظر کوچکی که تا آن موقع داشتند را بیرون کشیدند.
• بیرون کشیدن ( خاطرات بد، اشتباهات قدیمی )
• زنده کردن ( مسائل کهنه و آزاردهنده )
• پیش کشیدن ( چیزی که بهتر بود فراموش شود )
• در زبان محاوره ای: �قضایا را دوباره باز کردن�، �تفاله ها را درآوردن�، �گل آلود کردن آب�
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
چرا همیشه مجبوری چیزهایی را که سال ها پیش اتفاق افتاده دوباره پیش بکشی؟
روزنامه های زرد عکس های او را از ده سال پیش بیرون کشیدند.
در طول مشاجره، هر اختلاف نظر کوچکی که تا آن موقع داشتند را بیرون کشیدند.
دوباره مطرح کردن
مطلب ناخوشایندی را پیش کشیدن
مطلب ناخوشایندی را پیش کشیدن
کشف کردن چیزی از گذشته کسی
ته کاوی کردن، ( در ته آب ) دنبال چیزی گشتن، ( در اعماق آب ) صید کردن
ته کاوی کردن، ( در ته آب ) دنبال چیزی گشتن، ( در اعماق آب ) صید کردن
بیرون کشیدن، به خاطر آوردن، پیش کشیدن، کندوکاو کردن