پیشنهاد‌های صمد توحیدی (٢,١٥١)

بازدید
٢,١٧٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چینش خویش:قیاس نفس. چینش خویشی:قیاس نفسی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جاودان کث:جاودان سوراخ. جاودان در ، در جاودان. بهشت گنگ:سوراخ بهشت، دربهشت. لری سوراخ سوزن درزی و خیاطی را کُت می گویند . به شکاف و در ِ خانه یا در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بیشتر ":معمولاً.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرتونده، پرتوا. پرتوی. پرتوش. پرتوشی. پرتوایی. پرتوین. پرتوانه. پرتوینه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گوهر:گوی درخشنده. گوی درخشان. گوی رنگین. گوی با آب وتاب. ( بِرق و هُرّ: درخشنده و پَرتُوَندِه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم سنگ . هم وزن. هم ارز. بَرد: ( سنگ به لری )

پیشنهاد
٠

" گوهرها و ویژگی آنها ":الجواهر وصفاتها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیاری بر آنند که جهان افتامدی هسته ای است. =جهان آفرینش درستِ اتمی است. ( راست ودرست=حقیقت و واقعیت ) . ( سابجکت و آبجکت=ذهن وعین=ساخت و آخت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَتُم"اتُخم، تخم، بزر جهان آفرینش فارسی است، هسته هم که می گوییم. ( هَستِه:اَتُم=اَتُم:هَستِه. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گوهرِ پَرت ":جوهرِ فَرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانش بایسته است درونی باشد ونه درکی زیرا دانش درکی مانند دانش درونی از درون نمی تراود و از بیرون می آید. هرچند که دانش درونی اگر نادرست باشد دیگر ارج ...

پیشنهاد
٠

نهایت گام در دانست کلام:نهایه الاقدام فی علم الکلام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ وتمدن ما افت ناپذیر است زیرا تاریخ ما چند وجهی شده است، ۱_با یخ زدن در کپسولها در جا میزند ودر جا میماند و۲_ روند پیشین خود را هم داردو ۳_ به د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نویسه و ویراسته ( نویس و ویراس ) ":حَررّه و صَحَحَهُ. تحریر و تصحیح. نویس و ویراس=نویسه و ویراسته. نویسش و ویراستش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آوج:آوگ، آوک، آپک، پک، پیک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نَما و روند پیشرفت نگره شناسی سُفتیگری ":منشاء وسیر تکامل ایدئولوژی تصوف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابناء عصر :باهمهای پسین. باهمهای روز، روزگار. دوران. فرزندان پسین. فرزندان پسه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ها بِی هارَت:هان شد هان رفت لری که بی ( بود ) به چم ِشد است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بودگیان. بودگیانگی. بودشانگی. بودشایی. نبودشایی. ببودش. ببودشایندگی. بوَدیت. بودیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شد. شدش. شدشیت. شدشانیت. شدشورز. شدشورز. شدشناک. شدشناکیگرانه . شدبه شد. شدا. شدایی. شدینگی. شدانگیورزانگیوارانهباورنمدیت. شدانه. شدشانگیها. و هر وا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چینش. چینشناک. چینشناکگی. چینشورز. چینشورزانه. چینشورزیگریناک. چینشایی. چینشا. چیاشار. چینشکار. چینشگار. چینشورمند. چینا. چینشیبان. چینشی چین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چینشناگمچینشناکورزانگیباورانهشوادگرایانه. چینشوارانه باید به واژگان پرداخت و هر کدام خود یک واژهء پوششی و کام یافته وپیروز است وبی کم وکاست می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شدا. ناشدا. شدنی. نشدنی. بشدنی. ناشدا. شدایی. ناشدایی. شود. نشود. ناشود. یاشود. شودان. شوداین. شدشانی. شدشا. ناشدشا. شودمند. ناشودمند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهنجار. بیهنجار. بیهنجار. نَهنجار. ناهنجار. باهنجار. هنجار آمیز. هنجار ستیز. هنجار پرهیز. هنجارگرا. فراهنجار. هنجار. فرو هنجار. به هنجار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بسیارانگاه ستاره ها ( ستارگان ) ":فوران ستاره ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استبداد:بیداد. بیدادگرایی. بیدادگرا. بیدادگرایان. بیدادگرایانه. بیدادگرایانگی. بیدادگرابانگیور. بیدادگرایانگیورز. بیدادگرایانگیورزیمندانهباورش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاکش. پاکیزه. پاکیزگی. پاک. پاکند. پاکنده. پاکندگی. پاکندگیور. پاکندگیورزانه. پاکا. پاکانه. پاکی. پاکین. پاکانگ. پاکایش. پاکمند . پاکایگی. پاکاباشیگر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعویض:آلشت. آلشتی. آلشتیگری. آلشتیگرانه. آلشتیگرایانگی. آلشتیگرایان. آلشتیگرایانگیمندیوارگی. آلشتیباشیوار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارکستر. اشکستن. اشکستگی. اشکاندن. اشکانیدن. شکاند. شکنیدن. شکانیدش. شکست. شکستن . شکستانیدن. شکست. شکستایی. شکستا. شکستند. شکستندی. شکستندیت. شکستاک. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تضییع:ضایع. پایه فارسی کهن است به چم :زده. زده شده. زدش. زدشیت. زدشانیت. زدندشیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

تقبل:پذیر. پذیره. پذیرش. پذیرنده. پذیرندگی. پذرفت. پذیرا. پذیرایی. پذیرایمندانگیوارگیباوری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجمل:نما. نمایی. نمایش. نمایشی. نمایشوار. نمایشواریگری. نمایشواریگرایانگیمندانگیورزیانه. نمایانگی. نمایلند. نمایاندن. نمایانش. نماورای. نماورزیگرویان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوش. پوشش. پوششی. پوششناک. پوششناکی. پوششناکیگرایانه. پوششناکیگرابانگیمندانگیورزندگی باشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تصدیق:روا. روا داشت. رواداری. روامندی. روامندیگرا. روامندیگرایانگی. رواباوری . رواباورمندانه. رواباورمندانگیگراییورزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تصور:رویه. رویه مند. رویهمندی. رویه مندیگرایی. رویه مندیگرایانگی. رویش. رویشی. " رویه کردن ":تصور کردن. تصورنمودن. روی و روا:تصور وتصدیق . رویه کر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خیال. خرد. گمان. فکر به جای هم در میان مردم کاربرد دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تخیل:گمان. گمانمند. گمانمندی. گمانمندییت. گمانمندیگرا. گمانمندیگرایی. گمانمندیگرایانه. گمانمندیگرایانگی. گمانمندیگرایانگیورزندگیباورمنانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرد. خردمند. خردمندی. خردمندانگی. خردمندانگیت. خردورزانگی. خردورزانگیمندانه. اندیشناکی . اندیشناکیگراییت. اندیشناکیگراییورزیمندانه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تشخص:کس. کسی. کسش. کسشانی. کسشانیت. کسانشمند. کسانشمندی. کسانشمندانیت. کسانیت. کسانیتمندانه. کسانیتمندانگی. کسانیتمندانگیورزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعین:خود. خودش. خودیت. خودانیت. خودشیت. خودشانیت. خودا. خوداییت. خودایشیت. خودشمندانی. خودشمندانیت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

دُویِه:مثنوی که دارای ویژگی سرودشناسی خود است. سرشناسترین سروده های به دویه؛ ۱_دویهء شاهنامهء فردوسی. ۲_دویهءپنج گنج نظامی گنجوی . ۳_دویهء مینوی ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرا وزن از وزن درست خود بیشتر شدن و بیشتر بودن. overweight وزن. فراوزن. فرووزن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاغی کاری ( به لری ) : چاق سلامتی. حال و احوال. _فرووزن*وزن*فراوزن_ فرووزن =وزن کمتر از وزن پزشکی. وزن=وزن درست پزشکی. فراوزن وزن بیشتر از وزن پزش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

نمایانش#نانمایانش. نمایانش#نمایانش زدا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه و سَرراه:برهان و ضد برهان. کسی سخنی می گوید و دیگری برآن سخن سخنی می آورد که سرراه گفته می شود؛ راه#سرراه. سرراه#راه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قیاس و امکان :" چینش و شُدِش ".

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" وَرزانش " :سفسطه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" فلسفه و سفسطه ":فرزانش و وَرزانش.

پیشنهاد
٠

دریافت های بی امید. بی امیدانه:ادراکات اعتباری. ( ناامیدانه ) .

پیشنهاد
٠

" دریافت های ناامیدانه ":ادراکات اعتباری.