پیشنهادهای صمد توحیدی (٢,١٥١)
پری:دارای پر برای پرواز.
" زادگاه ":مسقط الراس. " زادروز ":تولد.
" بردباری و پاداش. پاداش و برد باری ":صبر و اجر.
" پاداش و بردباری ": اجر و صبر
" مانده ":شبهه. ماندهء نابودهء رها. ماندهء نابودهء مطلق":شبههءمعدوم مطلق. آنچه از خود و خدا و از خو د ودیگری نگرنده نداشته باشد نابودهء رها و با ...
" نابودهء رها ( نابودهء مطلق ) ":معدوم مطلق.
" سنجش نگریهء گویندگان به میانجی میان هستی و ناهستی ":نقد نظریهء قائلین به واسطهء میان وجود و عدم.
" برابرش هستی و استوارگی و چیزییت ":مساوات وجود و ثبوت وشیئیت.
بخشندِ هستی به رها و بندا ( رهایش و بندش ) .
" خُودیت و شُدایی از اندیشیده های دومی است ":عینیت و امکان از معقولات ثانیه فلسفی است.
" تعریف معقولات ثانیه و فرق آنها با معقولات دومی ":شناسهء اندیشیده های دومی و پرک آنها با اندیشیده های نخستی.
شناسهء اندیشیده های دومی و پَرک آنهابا اندیشیده های نخستی ( اولی ) .
" اندیشیده چیست ":معقول چیست.
تنگه ها و پشته ها:متضایفان و متکافیان. " تنگه و پشته ":تضایف و تکافاء
" قوه و فعل ":گوه و پیله. پس قوه و فعل هم فارسی هستند.
" دو گونه یکایش اندیشمند و اندیشیده. خِردمند و خردِیده ": دو نوع اتحاد عاقل و معقول.
" دانش و دریافت ": علم وادراک.
یکایی و پراکندگی هستی ":وحدت و کثرت وجود. یکایی و پراکنایی. یکش و پراکنش. یکشایی و پراکنشایی . نایکش و ناپراکنش. یِکگی و پَراکَنِگی. یکیّت و پ ...
" دِگَرِه و یِکِهء هستی و چیستی ":مُغایرت و اِتحاد وجود و ماهیت.
مَز. مزیده. ناب:محض. نقد عقل محض:بررسی اندیشهء پاک. واکاوش اندیشش پاکیزه.
بُدویی هستی:بداهت وجود.
بدو و بدیهیات که بدو و مانند دویدن زودی آنها را دریافت نمایند که دارای شش بخش میباشند؛ اولیات ( نُخُستیها ) . سرشتیها ( فطریات ) . تماشاییها ( مشاهدا ...
" تجدید ": باز آزمون. ( در برخی موردها ، آزمون دوباره ) .
پذیره#ناپذیره=مردود #قبول. پذیره است#ناپذیره است=قبول#مردود.
" طبیعیات ":چاپِیات.
" مطبوع ":چاپی. چاپیده. " مسموع ":گوشی. گوشیده. " سماع طبیعی ":شنود چاپی.
فرستاده به پیامبری:مبعوث به رسالت. انگیخته به پیامبری. برانگیخته به پیامبری.
دل بستی از او یافت، درست است. به جای نمودی. از اویافت درست است
آنچه هست. آنچه باشد. هرچه هست. هرچه باشد: ماحَضَر.
بخت. یاری. سعادت. بخت یاری کند. :سعادت یاری کند. بخت یاری نماید :سعادت یاری نماید. اگر بخت باشد:اگر سعادت باشد. اگر بختی باشد:اگر سعادتی باشد. ب ...
بخت. یاری. سعادت
سیوخاکی:سیب زمینی.
یافت:دریافت. به دست آوردن. دستاورد. دستگیر. نقد. نقدینه. به نقد.
به نام آنکه جان هستی از او یافت. وجاویدان خرد رستی از او یافت. تو پیمان را نگر در این روندش . می نابی که زد مستی از او یافت. به نام او که هستی جا ...
پایش. پاییدن. داشتن. پاییدن. بپا. داشتن.
ریزند. ریزندگان. ریزنده ای. ریزندا. ریزندایی. ریزندا:باکتری.
ثبت:استواری. پایداری. نوشتن. استوار. ایستاده. برجای مانده.
دریافت شده. دریافت. گرفته. پرداخته شده. پرداخت شده. آورده. پرداخت. به دست آمد. ریخته شده. ریخته شد. ریخته. رسید . رسیده. داده شد. داده شده. د ...
زندانیه:حسبیه. زندانیات:حسبیات.
هوش فنی. هوش دَرَکی:هوش مصنوعی. هوش صنعتی. مانند دندان در کی و دندان مصنوعی.
الدنگ. ابله. کودن. پخمه. پپه. گول. دنگ. ول. رونده. رهگذر. میهمان. راه گم کرده. سراغکن. سراغچی.
فرتوت :از کار افتاده.
پیروزان. پیروزی. پیروزی پیروزان. پیروزی پیروزی ها:فتح الفتوح.
برش. برزدن. یادگرفتن. یادش. یادینه. یادبنگر. نهاده. نهادش. پایداری. پایدارش. خوحشتناک دار. گرفت گونه. گرفتوار. گرفتوارگی. گرفتن. گرفتش.
گرفتن. نگاهداشت. نگاهند. نگاهنده. نگاهش. نگاهشی:ضبط.
نوشت. نوشتن . استوارش. پایدارش. استوار. نهاده:ثبت.
آغوش:آغوش. گوشهء دل. بهجهء دل:شادی دل. دل گُوِه:قوه قلب.
آنالوطیقای اول:بررسی. کاوش نخست. آنالوطیقای:بررسی دوم. کاوش دوم. پژوهش دوم.
کراجه:کره جا.
عصاکه:سُک. سُکزدن.