پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠٤)

بازدید
٣٦,٣٨٣
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

زلف زمین:گیسوی زمین ، کنایه از سایه ی زمین است که بشکل مخروط می باشد . ( شکل مخروط سایه بسبب کروی بودن رمین است. ) ( ( زلف زمین در بر عالم فکند خال ...

پیشنهاد
٢

کسوت جان دادن:مایه ی حیات بخشیدن ( ( پرده نشین کرد سر خواب را کسوت جان داد تن آب را ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 161 . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

رطب نوش:خرمای شیرین ، کنایه از سخن خوب. ( ( نخل زبان را رطب نوش داد درّ سخن را صدف گوش داد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ...

پیشنهاد
٠

کله دار سپید و سیاه:کنایه از شب و روز است. ( ( کرد قبا جبه خورشید و ماه زین دو کله وار سپید و سیاه ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

روی روز:کنایه از نور ( ( تا نگشاد این گره وهم سوز زلف شب ایمن نشد از دست روز ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 159 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

زلف شب:کنایه از ظلمت ( ( تا نگشاد این گره وهم سوز زلف شب ایمن نشد از دست روز ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 159 . )

پیشنهاد
٠

ایمن شدن زلف شب از روی روز :کنایه از جدا شدن روز از شب ( ( تا نگشاد این گره وهم سوز زلف شب ایمن نشد از دست روز ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گره وهم سوز :گره وهم سوزنده ، کنایه از فلک ( ( تا نگشاد این گره وهم سوز زلف شب ایمن نشد از دست روز ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گره بر گره:پیچیده ( ( در هوس این دو سه ویرانه ده کار فلک بود گره در گره ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 159 . )

پیشنهاد
٠

دو سه ویرانه ده:کنایه از زمین ، هفت اقلیم ( ( در هوس این دو سه ویرانه ده کار فلک بود گره در گره ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کرم آباد شدن:مستفیض شدن ( ( چون که به جودش کرم آباد شد بند وجود از عدم آزاد شد ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 159 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاه زمین:روی زمین ، پوسته ی زمین ( ( منت او راست هزار آستین بر کمر کوه و کلاه زمین ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 159 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمرکوه: درون کوه ، کنایه از معادن ( ( منت او راست هزار آستین بر کمر کوه و کلاه زمین ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 159 . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نرگس بینا:چشم ( ( روضه ترکیب ترا حور ازوست نرگس بینای ترا نور ازوست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 158 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

روضه ترکیب:تن ، جسد آدم ، کالبد بی روح ( ( روضه ترکیب ترا حور ازوست نرگس بینای ترا نور ازوست ) ) دکتر برات زنجانی در توضیح این ترکیب می نویسد : ( ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

آب گرم:کنایه از اشک. ( ( دیده و رخسار ترا اشک و شرم آتش سرد او دهد و آب گرم ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 158 . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

آتش سرد:کنایه از بر افروختگی رخسار بر اثر شرم . ( ( دیده و رخسار ترا اشک و شرم آتش سرد او دهد و آب گرم ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات ز ...

پیشنهاد
٠

پرورش آموختگان ازل:انبیاء و اولیا ( ( پرورش آموختگان ازل مشکل این کار نکردند حل ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 157 . )

پیشنهاد
١

لمن الملک زدن:ادعای پادشاهی کردن ( ( کیست درین دیر گه دیر پای کو لمن الملک زند جز خدای ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 157 ...

پیشنهاد
٠

غوغای هراسندگان:قیامت ، روز قیامت. ( ( شحنه ی غوغای هراسندگان چشمه ی تدبیر شناسندگان ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 157 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

خام کن:خام کننده . کنایه از بی اثر کننده ( ( خام کن پخته تدبیرها عذر پذیرنده تقصیرها ) ) معنی بیت : خداوند متعال اگر بخواهد تدبیر های پخته را بی ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بودنی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بودنی" می نویسد : ( ( بودنی در پهلوی در ریخت بوتنیگ butanīg بکار می رفته است. " بودنی در معنی سرنوشت و مقدّر و آنچ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

فرزانگی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " فرزانگی" می نویسد : ( ( فرزانگی در پهلوی در ریخت فرزانگیه frazānagīh بکار می رفته است . ) ) ( ( به سان پزشکی پ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تفت: دکتر کزازی در مورد واژه ی " تفت" می نویسد : ( ( تفت در پهلوی در ریخت تپتtapt ، به بکار می رفته است به معنی گرم و تافته است و در پارسی ، چون قید ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

فرزانه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " فرزانه" می نویسد : ( ( فرزانه در پهلوی در ریخت فرزانگ frazānag بکار می رفته است . ستاک واژه ، زان یا ذان ، همان ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

رُستن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " رُستن" می نویسد : ( ( رُستن در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است. ستاک کهن واژه رئود raud بوده است . ) ) ( ( د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

فلاخن : در زبان ترکی به فلاخن" سؤپاد ( سوفاد ) "و به سنگی که توسط آن پرتاب می شود " سوپاد ( سوفاد ) داشی " گفته می شود چون فلاخن را موقع پرتاب دور کت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

سفت:به معنی شانه و دوش دکتر کزازی در مورد واژه ی " سفت" می نویسد : ( ( سفت در پهلوی در ریخت سپت supt بکار می رفته است . ) ) ( ( بفرمود تا دیو چون ج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

جفت: دکتر کزازی در مورد واژه ی " جفت" می نویسد : ( ( جفت در پهلوی در ریخت یُخت yuxt بکار می رفته است ) ) ( ( بفرمود تا دیو چون جفت او همی بوسه داد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

مالیدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " مالیدن" می نویسد : ( ( مالیدن در پهلوی در ریخت مالیتن mālītan بکار می رفته که مشتن muštan بوده است. ) ) ( ( که ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بوسیدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی "بوسیدن " می نویسد : ( ( بوسیدن در پهلوی به کار نرفته است . ریخت مصدر بر ساختگی آن را آشکار می دارد . این مصدر بر پ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دکتر کزازی در مورد واژه ی " چهر" می نویسد : ( ( در پهلوی چهرگ ( = چهره ) در معنی طبیعت نیز بکار می رود ؛ چهریگ čihrīg ، در آن به معنی طبیعی است . ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دکتر کزازی در مورد واژه ی " چهر" می نویسد : ( ( در پهلوی چهرگ ( = چهره ) در معنی طبیعت نیز بکار می رود ؛ چهریگ čihrīg ، در آن به معنی طبیعی است . ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

چهر:در معنی صورت و جمال دکتر کزازی در مورد واژه ی " چهر" می نویسد : ( ( چهر در پهلوی در همین ریخت بکار می رفته است. در پارسی " چهر " با " چهره ، هم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

توشه: در پهلوی توشگ tōšag بوده است . ستاک واژه ، " توش " ، به معنی تاب و توان است و معنای بنیادین " توشه " آنچه مایه ی توان و توش. ( ( مرا دل سراسر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

آرزو: در پهلوی اَرزوگ ārzōg بوده است . ( ( بدو گفت بنگر که تا آرزوی چه خواهی ؛ بخواه از من ای نیکخوی ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

خوان: در پهلوی خَوان xwān بوده است . ( ( شه تازیان، چون به خوان دست برد سر کمْ خرد مهرِ او را سپُرد ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپید: در پهلوی سپت spēt بوده است . ( ( خورشها ، ز کبک و تذرو سپید بسازید و آمد دلی پرامید ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تذرو: در پهلوی تدر tadar بوده است . در پارسی ، ریختی کهنتر از واژه که شاید از گویشی وام گرفته شده است ، کاربرد یافته است. ( ( خورشها ، ز کبک و تذرو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کبک: در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است . ( ( خورشها ، ز کبک و تذرو سپید بسازید و آمد دلی پرامید ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

نیرنگ: در پهلوی نرنگ nērang بوده است . ( ( چنین گفت ابلیس نیرنگساز که: جاوید زی ، شاد وگردنفراز! ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

مزه: در پهلوی مچگ mečag بوده است . ( ( بخورد و برو آفرین کرد سخت مزه یافت خواندش ورا نیکبخت ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

زرده :در معنی زرده ی تخم مرغ، زرده در پهلوی زرتگ zartag بوده است . ( ( خورش زردهٔ خایه دادش نخست بدان، داشتش یک زمان تندرست ) ) ( نامه ی باستان ، ...

پیشنهاد
٠

گروگان کردن دل " به معنی دل را به یکبارگی به فرمان در آوردن است و یکسره پیرو و فرمانگزار شدن. ) ) ( ( سخن هر چه گویدْش فرمان کند، به فرمان او، دل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گروگان: دکتر کزازی در مورد واژه ی "گروگان " می نویسد : ( ( گروگان در پهلوی در ریخت گِرَوْگان grawgān بکار می رفته است . " گروگان کردن دل " به معنی دل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

خوالیگر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " خوالیگر" می نویسد : ( ( خوالیگر از سه پاره ی : خوال/ ی ( =میانوند ) / گر ( = پساوند ) ساخته شده است . خوال ریختی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بخشودن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بخشودن" می نویسد : ( ( بخشودن در پهلوی در ریخت ابخشاییتن abaxšāyitan بکار می رفته است. با بن اکنون ابخشای abayšāy ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ازدر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ازدر" می نویسد : ( ( ازدر ساخته شده از : از/ در ( به معنی باره ، مقوله ، مورد ) ، در معنی شایسته و سزاوار به کار رف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

خواجه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "خواجه " می نویسد : ( ( خواجه می تواند بود که از خوتایْ چگ xwatāyčag ، کِهینه ی ( =مصغر ) خوتای در پهلوی برآمده باشد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

سوگند: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سوگند" می نویسد : ( ( در پهلوی سوگندsōgand بوده است در این زبان نیز با فعل "خوردن" به کار می رفته است . "سوگند" از ...