پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠١)
آکام: ج اکمه ، پشته " و کار به آنجا رسد که صیاد اوهام در بلندی و پستی آجام و آکام یکی را به تیر تصور نتواند زد" ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ ...
آفرین خواندن: ستایش کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۹۹. )
آفتاب سلطنت: آفتاب پادشاهی ( اضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۴۹. )
آفتاب زرد فنا: آفتاب غروب نیستی ( اضافه تشبیهی ) . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۶۶. )
آفتاب رخشنده: آفتاب درخشان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۷. )
آفاق جهان: کرانه های عالم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۲۷. )
آغاز فرمودن: شروع کردن. " و آغاز مشاورت از دستور مهترین فرمود و گفت:" ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۵٠. )
آشیان نهادن: لانه ساختن " چنان که گنجشک در دیده ی بازآشیان کند. و عقاب بر خانه ی صعوه پاسبانی کند. " ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ...
آشیان داشتن: لانه داشتن " مگر جفتی کبک در آن کوهسار آشیان داشتند، " ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۸۶. )
آشنایی کردن: نزدیکی نمودن. " و ای فرزندان، به هیچ تأویل و تعلیل با بدان آشنای مکنید. " ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۶۹. )
آشنایی داشتن: نزدیک بودن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۵. )
آشکارا شدن: ظاهر گردیدن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱٠۱. )
آسوده داشتن: مرفه ساختن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۱۳. )
آستین بر روی گرفتن: روی گردان شدن. "و چون از پرده فریب روی بنماید، آستین استنکاف بر روی گیرد. " ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۹۸ ...
آستان عالی: درگاه بلند ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۳. )
آستان خدمت: درگاه بندگی ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۹۱. )
آسایش یافتن: استراحت کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۸. )
آسایش دادن: استراحت دادن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۲۵. )
تن در گریز دادن: فرار کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۶۷. )
یمین مغلّظ: سوگند سخت ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۷. )
آزرم: انصاف: تاب و طاقت. " اینک ثمره ی آن نیکو سیرتی و آزرمی که ما را داشتی. " ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۷. )
آرزو نشاندن: کامروا ساختن، برآوردن تمنا. " می باید نشستن و آرزوی او را به لقیه ای از لقای خویش نشاندن" ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶ ...
آرزو پختن: تمنا کردن، هوس کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۹٠. )
آرایش زندگانی: زینت حیات، کنایه از شوهر. " نمی دانم که از نور دیده و آرامش جان و آرایش زندگانی کدام اختیار کنم" ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ ...
آرامش جان: مایه سکون روح، کنایه از برادر. " نمی دانم که از نور دیده و آرامش جان و آرایش زندگانی کدام اختیار کنم" ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چا ...
آرام جای: جای استراحت، جای آسایش. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳٠۶. )
آراسته نمودن: آراستن، زینت دادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۴۷. )
آذین بستن: آراستن ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۱۲. )
آدمی خام: انسان ناپخته، انسان کم تجربه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۶۸. )
آدمی: انسان، منسوب به آدم. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۶۸. )
آدم و عالم: انسان و جهان، کائنات ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۳۸. )
آداب خدمت: رسوم بندگی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۴۴. )
آخر اندیش: مآل اندیش، عاقبت نگر. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۵. )
آخرین العمل: انجام کار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۲. )
آحاد جمع: افراد گروه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴٠۹. )
آثار کرم: نشانه های بزرگواری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۸. )
آتش فتنه: آتش اختلاف، ( اضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۷۳. )
آتش غضب: آتش قهر. ( اضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۹. )
آتش عنف: آتش خشونت، ( اضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۷۳. )
آتش عذاب: آتش و عقوبت ( اضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۲. )
آتش طبیعت: آتش خوی و خصلت. ( اضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱٠۷. )
آتش شیطنت: آتش شرارت، ( اضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۴۹. )
آتش رشک: آتش حسد. ( ضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۷. )
آتش دم: آتش نفس، غضبناک. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۵۶. )
آتش فراق: آتش جدایی ( اضافه تشبیهی ) ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۳۳. )
آتش در خرمن کسی زدن: نیست و نابود کردن وی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۷. )
آتش در بار منت کسی زدن: ناسپاسی کردن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۹٠. )
آتش در خرمن افتادن: سوختن، معدوم شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۵۲۶. )
آتش تیز: آتش تند و افروخته. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۱۱. )
آتش برافروختن: روشن کردن آتش ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۱۶۱. )