نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dead interesting: خیلی جذابه dead=خیلی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut that crap: چرند نگو ، مزخرف نگو ، چرت و پرت نگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
around means a little more or less than: اطراف یعنی کمی بیشتر یا کمتر از
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ready wit: حاضر جوابی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it feels slow: آرام به نظر می رسد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there has obviously been a mistake: مسلما اشتباهی رخ داده است ( بدیهی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where do i get off for the cinema: برای سینما کجا پیاده شم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should it come to war: احیانا اگه جنگ بشه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oopsie daisy i forgot my keys again: اوه، دوباره کلیدامو جا گذاشتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rate somebody's chances: اندازه گیری احتمالات, پیش بینی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always wanted to tell you but i couldn't: همیشه میخواستم بهت بگم ولی نشد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things to be tight: چیزهایی در مضیقه بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hard work and dedication stay cut: زحمت و پشتکار نتیجه می دهد؛ خوش هیک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am not around here: بچه این محل نیستم من این حوالی و دو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
british companies were readying themselves for big changes: شرکت های انگلیسی خود را برای تغییرا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we stopped eating: از غذا خوردن دست کشیدیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel it: من احساسش میکنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
which is the last stop for the 24: آخرین توقفگاه ( اتوبوس خط ) ۲۴ کجاس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
congratulations you made the first cut: تبریک! از مرحله ی اول حذف نشدی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should it come to war we d do well to have our own endless army of dead soldiers: احیانا اگه جنگ بشه، بهتره که ارتش ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a depressing atmosphere: یک جو غم انگیز و یاس آور
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ready earth: اراضی سبک
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we all felt like celebrating: ما همه مون جشن گرفتن رو دوست داشتیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pretty dangerous: بسیار خطرناک
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
studying plants and fossils have helped scientists explain history of the year: مطالعه گیاهان و فسیل ها به دانشمندا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rate sb's chances: اندازه گیری احتمالات, پیش بینی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seen by others: مورد توجه دیگران قرار گرفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'd treat your wounds even if you were one of the bad guys: حتی اگه مجرمم باشی زخماتو درمان می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oopsie daisy someone's made a mess: اوه! یکی شلوغ کاری کرده!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are rated among the best wrestlers: آن ها در زمره ی بهترین کشتی گیران م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am getting off at the next stop: من ایستگاه بعدی پیاده میشوم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow somebody down: حرکت کسی را کُند کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
combat ready: آماده به رزم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're some piece of work: می دونستی کارت حرف نداره.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are driving me mad: تو داری منو عصبانی می کنی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he felt like bursting into tears: آقائه دلش میخواست بزنه زیر گریه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make advances to somebody: به کسی پیشنهادِ دوستی دادن به کسی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey guys let's go: هی بچه ها بیاین بریم !
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a sense of something: درکی از چیزی داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go mad: به سرش زده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to rate a promotion: استحقاق ترفیع داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are some piece of work: می دونستی کارت حرف نداره.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow someone down: حرکت کسی را کُند کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what kind of music do you like: چه جور موسیقی دوست داری؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's study the issue in the next chapter: بیایید/ شاید بهتر باشد/ شاید بی منا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a mean guy: اون آدم بدجنسیه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my cut is 70 percent yours is 30 percent: سهم من ۷۰٪ است و سهم تو ۳۰٪.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a first rate teacher: یک معلم درجه یک
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slow sb down: حرکت کسی را کُند کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm getting off at the next stop: من ایستگاه بعدی پیاده میشوم.
٨ ماه پیش