نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you want to chat for a bit: می خوای یه کم گپ بزنیم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were just chatting and drinking coffee: ما فقط داشتیم صحبت می کردیم و قهوه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love to chat with my friends online: من عاشق گپ زدن با دوستانم به صورت آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to have a quick chat with you about the project: باید یک گفتگوی کوتاه با تو درباره پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry i'm busy right now but we can have a chat later: متاسفم، الان سرم شلوغه، اما می تونی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a quick look at the fact: نگاه اجمالی به حقیقت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i tried to catch him but he was too quick for me: من تلاش کردم تا او را بگیرم ولی او ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stole my wallet: طرف کل کیف پولمو برداشت برد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the manager checked off the completed tasks: مدیر وظایف انجام شده را تایید کرد c ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was dead tired: من خیلی خسته بودم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was dead happy: من خیلی خوشحال بودم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thank you in advance for your help: پیشاپیش از کمکتان تشکر می کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it costs around 30 dollars: حدود ۳۰ دلار قیمت داره.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if mum finds out about this i am dead: اگر مامان راجع به این موضوع چیزی بف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel i should be doing more to help her: من فکر میکنم باید برای کمک به او تل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is all i had to say over and out: همه ی حرفامو زدم—دیگه تمومه!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pretty child: یک بچه قشنگ pretty=adjective
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are ready for you: منتظر شما هستیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i kept my eyes tight shut: چشم هامو محکم بسته نگه داشتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just realized i haven't eaten all day: همین الان متوجه شدم که تمام روز چیز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an advance: بیعانه پرداخت کردن بیعانه دادن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll be there around 5 pm: حدود ساعت ۵ بعد از ظهر اونجا میام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if i'm dead: اگر . . . . تو دردسر بزرگی میفتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold tight to the handrail: سفت بچسب به نرده.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roger that over and out: دریافت شد. پایان مکالمه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mouth of the volcano: دهانه آتشفشان
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s a bit awkward around new people: او در حضور افراد جدید کمی دستپاچه ی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he laughed loudly there was no doubt he was tight: با صدای بلند خندید. شکی وجود نداشت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that time of night is pretty dead: آن موقع شب کاملاً سوت و کور است dea ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop a moment: لحظه ای صبر کن stop= صبر کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a wanted man: اون مرد تحت تعقیب است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to prepare the documents in advance: ما باید مدارک را از قبل آماده کنیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stomp around: همینجوری پای کوبان راه رفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel i am right: من حس می کنم که درست می گویم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's all i had to say over and out: همه ی حرفامو زدم—دیگه تمومه!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if mum finds out about this i'm dead: اگر مامان راجع به این موضوع چیزی بف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a pretty large sum: یک مبلغ نسبتا هنگفت adverb=pretty
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come on dinner's ready: زود باش، غذا حاضر است!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money to be tight: چیزهایی در مضیقه بودن کمبود مالی وج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you realize how much i love you: متوجه میشی که من تو را تا چه اندازه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i forgot to coat the pan with oil so the cake is pretty stuck to the pan: فراموش کردم تابه را روغن مالی کنم، ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oopsie daisy you dropped your ice cream: ای وای! بستنی ات افتاد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rate someone's chances: اندازه گیری احتمالات, پیش بینی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a wanted man: اون مرد تحت تعقیب است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thing to be tight: چیزهایی در مضیقه بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
obviously something's bothering you: تابلوهه ی چیزی مزاحمته. obviously= ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we stopped to eat: برای صرفِ غذا توقف کردیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not around here: بچه این محل نیستم من این حوالی و دو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel i'm right: من حس می کنم که درست می گویم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her hair is pretty long: موهاش نسبتا بلنده.
٨ ماه پیش