نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat was sitting beside the fireplace: گربه کنارِ شومینه نشسته بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be very funny: باحال، سرگرم کننده، لذت بخش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are no flies on him: به راحتی نمی توان او را فریب داد. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the noise was so loud that i couldn't hear anything else beside it: صدا آن قدر بلند بود که هیچ چیز جز آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride share: خودروهای مشترک یا اشتراکی ست. ( ی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be a hoot: باحال، سرگرم کننده، لذت بخش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask a local for the best place to eat: از یک بومی ( اهل آن منطقه ) بهترین ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that chap is brilliant there are no flies on him: آن جوانک زیرک است ، به راحتی نمی تو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's pretty serious: کسی که کار رو با جدیت دنبال میکنه. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not theoretical: کاربردی / عملی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's so fly: اون خیلی خفنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beside the main course we also had dessert: افزون بر غذای اصلی، دِسِر [=یا پس غ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he assembled the furniture by himself: او مبلمان را خودش سرهم کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the way someone swings: یه اصطلاح : گرایش جنسی فرد است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cars are made on an assembly line: خودروها روی خط مونتاژ ساخته می شوند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crowd hooted in protest: جمعیت با فریاد اعتراض کرد. ( نوعی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's late i must fly: دیر شده است - باید عجله کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sighs and complaints: آه ها و ناله ها
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's so fly everyone wants to be like him: اون خیلی خفنه—همه می خوان مثل اون ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the weather had a direct effect on our plans: آب و هوا تاثیر مستقیمی روی برنامه ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his dad is die besides his wife: پدرش مُرده علاوه بر همسرش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her fly moves on stage got the crowd hyped: حرکات خفن ش روی صحنه جمعیت رو هیجان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we worked beside each other on the project: با هم روی آن پروژه کار می کردیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scientists assembled data from various sources: دانشمندان داده ها را از منابع مختلف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the school had an assembly today: امروز در مدرسه یک جلسه برگزار شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the students assembled in the hall: دانش آموزان در سالن جمع شدند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know which way he swings: نمیدونم گرایش جنسیش چیه ( به زن ها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an amusing person or thing: یک شخص یا چیز سرگرم کننده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
besides studying she also works part time: علاوه بر درس خواندن، او نیمه وقت کا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't know what you can achieve until you try: تا زمانی که تلاش نکنید، نمی دانید چ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was very quick to answer: او خیلی زود جواب میداد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the doctor gave him a quick check up: پزشک او را یک معاینه سریع کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
local language: زبان محلی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
local contamination: آلودگی محیطی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they support local businesses: آنها از کسب و کارهای محلی حمایت می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a local resident: او یک ساکن محلی است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
besides the first question the whole test was fairly easy: سوال اول به کنار، کل امتحان انصافا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a local resident: او یک ساکن محلی است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you play any other sports besides basketball: به جز/به غیر از بسکتبال هیچ ورزش دی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sat beside me: او کنار من نشست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in us people generally more direct: در آمریکا، مردم بیشتر رعایت می کنند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he robbed my wallet: طرف محتویات کیف پولو برداشت برد نه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i checked off the items on my to do list: من موارد موجود در لیست کارهایم را ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these concert tickets for $10: بلیط کنسرت با ۱۰ دلار؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is a steal: انگار دزدیدی آوردی!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i throw the ball you swing: در بیسبال من توپ را بطرفت پرت می ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that hotel deal was a total steal: اون پیشنهاد هتل واقعاً یه خرید فوق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this swing is perfect for fun in your yard: این تاب برای سرگرمی در حیاط شما عال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got this designer jacket for $30 it was a steal: این کت طراح رو با ۳۰ دلار گرفتم—واق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a steal: واقعاً مفت بود!
٨ ماه پیش