نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a nasty piece of work: اون یک عوضی به تمام معناست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't chase my car: ماشین منو تعقیب نکن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acquiring mad skills will help you in this way: یادگیری مهارت های گسیخته و متنوع در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if anyone should call please take a message: اگر احیانا کسی تماس گرفت لطفا پیامش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's kind of cold in here don't you think: یه جورایی تو اینجا سرده، فکر نمی کن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'll go for a walk if you feel like it: اگه دوست داری میریم پیاده روی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whith the advantage of knowing the title in advance: با این مزیت که عنوان را از قبل میدا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are coming to your senses: تو به خودت میای کنایه ایه تو این جم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mission ready: آماده ماموریت، آماده پرواز
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the crew radioed yokota air base to alert them: خدمه با پایگاه هوایی Yokota تماس را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear in mind that this exam is only a practice: به خاطر داشته باش که این امتحان فقط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sensed her father's sadness: اون ناراحتی پدرش رو حس کرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i like the first cut on that album: من آهنگ اول اون آلبوم رو دوست دارم. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hide something from someone: چیزی را از کسی پنهان کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was mat at me: او از من عصبانی شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a nasty piece of work: اون یک عوضی به تمام معناست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what should we do: به نظرت چه کار کنیم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kind of i am about to leave: یه جورایی. دارم میرم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was new in the job still feeling her way: اون خانم تو این کار تازه وارد بود و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to pack my suitcase for the trip: باید چمدانم را برای سفر ببندم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ready to die: آماده برای مرگ
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're coming to your senses: تو به خودت میای کنایه ایه تو این جم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no common sense is not in your arsenal: نه عقل سالم یا عقل توو اون توپ خونت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the room was packed with people: اتاق پر از جمعیت بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cops radio: بیسیم پلیس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hide something from somebody: چیزی را از کسی پنهان کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry for being late: متاسفم برای دیر کردنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll let you know right away: فورا به شما اطلاع میدم، خبر میدهم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kind of i'm about to leave: یه جورایی. دارم میرم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was afraid to make him angry: می ترسید او را عصبانی کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should tell him the truth: بهتره حقیقت رو بهش بگی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you want to be respected by others the great thing is to respect yourself: اگه می خوای مورد احترام دیگران باشی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop shouting you're giving me a headache: داد نزن، دارم سردرد میگیرم!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am class: I'm good Class= good/great
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt honour bound to attend as she had promised to: این خانم وظیفه اخلاقی خودش میدونست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hide something from sb: چیزی را از کسی پنهان کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was late at night: آخر شب بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bought a pack of cards: من یک بسته کارت خریدم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to let somebody know something: کسی را با خبر کردن به کسی چیزی را ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that new restaurant is kind of expensive: اون رستوران جدید تا حدودی گرونه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should i turn the heating on: می خوای شوفاژ رو روشن کنم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she got angry me: او از من عصبانی شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop that noise: اون صدا رو قطع کن !
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to his great surprise: در نهایت تعجب او
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm class: I'm good Class= good/great
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was afraid of making him angry: متأسف بود از اینکه او را عصبانی کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ready missile: موشک حاضر به پرتاب روی سکوی اتش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't mean to cut you: قصدم این نبود که حضور شما رو نادیده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't bear waiting any longer: دیگر نمی توانم صبر کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a great deal: این یک معامله عالیست.
٨ ماه پیش