نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he necked his pint and ordered another: لیوانشو یه نفس زد و یکی دیگه سفارش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
save your breath he won't listen: الکی خودت و خسته نکن ( گل لگد کردن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're still cold: هنوزم خیلی پرتی! cold ( مخصوصاً در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her tongue runs on wheels: اون زیادی زر میزنه، کله مورچه خورده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's faced with a difficult decision: او با تصمیم سختی مواجه است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catching breath: نفس گرفتن بعد دوییدن و کار های فیزی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
notice somebody: متوجه حضور کسی شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company is facing a financial crisis: شرکت با بحران مالی مواجه است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
notice someone: متوجه حضور کسی شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry mouth makes my breath smell bad: خشکی دهان باعث ایجاد بوی بد میشه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
notice something: متوجه حضور چیزی شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a round face: یک صورت گرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a big rip in the sleeve: یک پارگی بزرگ در آستین وجود دارد ri ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
notice sth: متوجه حضور چیزی شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot and cold food is available in the cafeteria: غذای گرم و سرد در کافه تریا موجود ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he walked across the street: او از عرض خیابان رد شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be opposite sb or sth so that your face or front is toward them: در مقابل کسی یا چیزی قرار بگیرید تا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we necked a few shots before heading out: چندتا شات رو یه نفس زدیم قبل از رفت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his quick tongue is going to get him into trouble someday: زبان تیزی داره که ممکنه تو دردسر بن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm cold turn the heating up: من سردم است. بخاری را بیشتر کن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take sb's breath away: نفس کسی را بردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be opposite somebody or something so that your face or front is toward them: در مقابل کسی یا چیزی قرار بگیرید تا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't neck it take your time: یه نفس نزن، آروم بخور! neck ( رفتار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his tongue runs on wheels: اون زیادی زر میزنه کله مورچه خورده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i detest: من بیزارم من به بدی از آن شهادت می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trail went cold after 100 miles but it's headed north: ردشون بعد از ۱۰۰ مایل از بین رفت، و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most of the rooms face the sea: بیشتر اتاق ها رو به دریا هستند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't neck it: یه نفس نزن neck ( رفتار – پرانرژی ی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone's breath away: نفس کسی را بردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blue is a cold color: آبی رنگ سردی است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she rips on skis like a pro: مثل حرفه ای ها اسکی می کنه—واقعاً م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are being a little eccentric and dumb since interrupt me anytime: شما کمی احمق و عجیب هستید زیرا هر ل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry to bother: ببخشید که مزاحم میشم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your father is beeping on the phone: پدرت پشت خطه ( مثلا داری با یکی تل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do not fall short for love: برای عشق کوتاهی نکنیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her manner was cold and distant: رفتار او سرد و بیگانه بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant with exhaustion: از خستگی نفس نفس زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick one's tongue out: زبان خود را نشان دادن، ( برای تحقیر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they live across the river: آنها آن طرف رودخانه زندگی می کنند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard a beep: صدای بیب بیب شنیدم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's tongue out: زبان خود را نشان دادن، ( برای تحقیر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give someone a cold look: نگاه سردی به کسی کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant loudly: با صدای بلند نفس کشیدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after a particular buy: در جستجوی یک خرید ویژه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the store is right across from the park: مغازه درست روبروی پارک است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the computer started beeping: صدای بیب بیب از کامپیوتر بلند شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his sharp tongue is going to get him into trouble someday: زبان تیزی داره که ممکنه تو دردسر بن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before my birthday: قبل از تولد من
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come into car: سوار شو _ بپر بالا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to catch a cold: سرما خوردن
٨ ماه پیش