نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you can rip you earn respect on the mountain: اگه بتونی خوب اسکی کنی، تو کوه احتر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't dumb me mate: من رو دست ننداز رفیق
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat ran across the table: گربه روی میز دوید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'd have found it if you'd bothered to look: اگر به خود زحمت می دادید آن را پیدا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he snarled at the reporter: او با خشم به خبرنگار گفت ( یا غُرّی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to give somebody a cold look: نگاه سردی به کسی کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are no different: فرقی نداریم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my house is designed after the white house: خانه ی من به اقتباس از طرح کاخ سفید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was ripping down that black diamond run: داشت پیست سیاه رو می درید—با سرعت و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant from exhaustion: ( از خستگی نفس نفس زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
single body: نهادی مجزا body ( حقوق ) نهاد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bother doing the laundry: زحمت شستن لباس ها را به خود ندید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's across the table: اون طرف میز است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
l'll kick your ass: دهنت رو سرویس میکنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dog snarled at the stranger baring its teeth: سگ با نشان دادن دندان هایش به غریبه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's try to solve all the separation problems: تلاش کنیم ، تمام مشکلات جدایی را به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after lunch he slept: پس از نهار خوابید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
regular use of conditioner is supposed to give your hair more body: استفاده ی منظم از نرم کننده ممکن اس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you won't get any credit for doing it so why bother: شما هیچ اعتباری برای انجام آن نخواه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it isn't worth the bother: به درد سرش نمیارزد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dad will rip them a new one for that: پدر به خاطرش حسابی توبیخشون می کنه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go across the bridge: عبور از روی پل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a stain on my sleeve: من روی آستینم لکه دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get into something: سوار شو، بپر بالا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't dumb me mate or else l'll kick your ass: من رو دست ننداز رفیق وگرنه دهنت رو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was standing before the court: او روبروی دادگاه ایستاده بود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant for air: برای هوا نفس نفس زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wires became snarled behind the desk: سیم ها پشت میز گره خوردند ( یا درهم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rock body: توده سنگ
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'd have found it if you'd bothered looking: اگر به خود زحمت می دادید آن را پیدا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't be bothered to iron my clothes: حوصله اتو کردن لباس هایم را ندارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gee prick: هی عوضی!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop bothering me: دست از مزاحمت برایم بردار! مزاحمم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kneel before your queen: در مقابل ملکه تون زانو بزنید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's hop on the bus before it leaves: بیاین قبل از حرکت سوار اتوبوس بشیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she swam across the river: او از یک سمت رودخانه به سمت دیگر شن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she didn't want to bother her parents with her problems: او نمی خواست والدینش را با مشکلاتش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she rolled up her sleeves: او آستین هایش را بالا زد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the leopard let out a fierce snarl: پلنگ غَرّهِ خشمگینی سر داد. snarl= ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wine with plenty of body: مشروبی با غلظت زیاد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boss really ripped a new one into him for being late: رئیس به خاطر تأخیرش حسابی سرزنشش کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it hardly seems worth the bother to go all that way just for two nights: به نظر نمی رسد ارزش این را داشته با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she knew all along that they would get together: او از همان ابتدا می دانست که آنها ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant for breath: برای هوا نفس نفس زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no doubt you've learned the little something with your dumbass: شکی نیست که تو با حماقتت یکمی از چی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sheet was spread across the bed: یک ملحفه بر روی تخت پهن شده بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please don't bother to come if you're not feeling well: لطفاً اگر حالتان خوب نیست، زحمت نیف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the legal dispute has snarled the peace process for months: اختلاف حقوقی، فرآیند صلح را برای ما ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the jacket has short sleeves: ژاکت آستین های کوتاه دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kneel before your king: در برابر پادشاهت زانو بزن
٨ ماه پیش