نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i threw these parties because i wanted to see you: من این مهمانی ها را ترتیب دادم چون ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we didn't have much in common our relationship didn't workout: زیاد تفاهم نداشتیم. ارتباطمون به جا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm just browsing thanks: من فقط دارن ویترین ها رو تماشا میکن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be a flip about something: بی تفاوت بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we want to throw a party for my father's retirement: ما میخوایم برای بازنشستگی پدرم یه م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they married in a small ceremony: آنها در یک مراسم کوچک ازدواج کردند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flip one's hair: با یک حرکت سریع دست، موهاش رو از جل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
michael's shoulders heaved with silent laughter: شانه های میخاییل به شدت بالا و پایی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have brilliant advice for you: یه توصیه ارزشمند برات دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flip turn: در ورزش شنا موقعی که شناگر به انتها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she wants to marry someone kind: او می خواهد با یک فرد مهربان ازدواج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you never your at mercy of the life on the others: اختیار زندگیت رو به کسی نده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had to heave on the rope holding the anchor to get it on board: ما مجبور شدیم طنابی که لنگر را نگه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he went back into the bar handily flipped his gun into the air: او برگشت به سمت کافه ، ماهرانه اسلح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really liked to go away but it didn't work out: واقعا دلم میخواست برم مسافرت، ولی ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he asked her to marry him: او از او خواست با او ازدواج کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has no mercy for anyone: او نسبت به هیچ کس رحم ندارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he doesn't bother about money: او به خودش زحمت نمیدهد ( خودش را اذ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at dog' mercy: در چنگ سگ mercy گاهی به معنیه سلطه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heaved up on the floor: روی زمین استفراغ کردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you could marry it to the second circle: شما میتوانستید این را به حلقه دوم پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bother about the rug: خودت را اذیت نکن بخاطر این قالیچه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sea heaved up and down beneath the boat: دریا به شدت در زیر قایق بالا و پایی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have brilliant advice for you never your at mercy of the life on the others: یه توصیه ارزشمند برات دارم اختیار ز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you want to spoil yourself go to the pubs: اگر می خواهی خوش بگذرونی برو به بار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the food will spoil if you don't keep it in the fridge: اگه غذا رو توی یخچال نگه نداری، فاس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's bad to whisper in ear in gatherings: زمزمه ( پچ پچ ) کردن در گوش در دور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
speak in whisper baby is asleep: آروم صحبت کن بچه خوابه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't whisper no one is hear: کسی اینجا نیست، پچ پچ نکن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to stutter: با لکنت حرف زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he began to stammer: او شروع کرد به لکنت زبان پیدا کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had a stammer: او یک لکنت زبان داشت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he whispered: او زیر لب گفت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she whispered: او زیر لب گفت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a connoisseur of fine wines: او کارشناس خبره شراب های مرغوب است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rip in my sleeve: یک پارگی در آستینم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a connoisseur of classical music: او متخصص و عاشق موسیقی کلاسیک است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only a true connoisseur can appreciate the subtle flavors of this dish: فقط یک کارشناس واقعی می تواند طعم ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bother to: خودت را به زحمت ننداز . . . . وقت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sad or happy face: یک چهره غمگین/خوشحال
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rip something: پاره کردن چیزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
banana stalk: "ساقه موز" یا "مغز ساقه موز" شبیه ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cheese connoisseur: پنیر شناس ( کسی که متخصص تشخیص انوا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
headphone connoisseur: خوره هدفون، هدفون باز connoisseur=خ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he faced once with a candidate he considered boring: او یک بار با داوطلبی روبرو شد که او ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she turned and faced him: او برگشت و رو به او کرد.
٨ ماه پیش