نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't expose this plant to direct sunlight: قرار نده این گیاه را در معرض نور مس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the documentary served as an expos of the fashion industry’s labor practices: این مستند به عنوان افشاگری درباره ی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the customer threatened to sue the restaurant over food poisoning: مشتری تهدید کرد که به دلیل مسمومیت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we explored the old castle: ما قلعه قدیمی را کاوش کردیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suing for peace: درخواست کردن برای صلح
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's explore the city's hidden gems: بیایید گوهرهای پنهان شهر را کاوش کن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he sued for negligence: او برای سهل انگاری و قصور اقامه دعو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they decided to explore the hiking trails: آنها تصمیم گرفتند مسیرهای پیاده روی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if the builders don't fulfil their side of the contract we'll sue: اگر سازندگان به تعهدات خود در قرارد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i work out every night: من هر شب در باشگاه بدنسازی , تمرین ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exploring iceland's north west: سیاحت کردن و گشتن در شمال غرب ایسلن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we haven't worked out all the details ourselves: ما خودمان همه جزئیات را بررسی نکرده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she decided to sue the company for wrongful termination: او تصمیم گرفت از شرکت به دلیل اخراج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they explored all the possibilities: آنها همه ی احتمالات را بررسی و مطال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quit flipping me off: نگاه خیرتو از من بردار flip عامیانش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they want to explore the new museum: آنها میخواهند موزه جدید را کاوش کنن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he threw the ball to the dog: او توپ را به سمت سگ پرتاب کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
companies exploring for oil: شرکت ها در پی نفت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanted to be an actor that didn't work out: می خواستم هنرپیشه شوم که جور نشد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police asked him to throw the weapon on the ground: پلیس از او خواست اسلحه را روی زمین ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they were sent to explore unknown regions of africa: آنها برای کاوش در مناطق ناشناخته آف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just bear with me we'll work something out: یه کم بهم وقت بده/یه لحظه اجازه بده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the children were encouraged to explore mathematics: بچه ها تشویق شدند تا ریاضیات را ( ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we will get across the river somehow: باید هرجور بشه از رودخونه رد شیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she probably knew it wasn't going to work out that way: به احتمال زیاد می دانست که این اتفا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need to explore your feelings on this subject more carefully: باید با دقت بیشتری روی احساساتتون ح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bill works out at $15 each: هر کدوم از قبض ها 15 دلار درمیاد wo ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but somehow i couldn't: ولی خب نمی توانستم/ ولی انگار نمی ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the book explores a number of controversial issues: این کتاب پیرامون تعدادی از مسائل بح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company is suing a former employee: این شرکت یک کار مند سابق را تحت پیگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
researchers are exploring how language is acquired by children: محققان در حال تجزیه و تحلیل نحوه فر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if we go by taxi it's going to work out very expensive: اگر با تاکسی بریم خیلی گرون درمیاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am just browsing thanks: من فقط دارن ویترین ها رو تماشا میکن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was so angry he almost flipped the table in frustration: آنقدر عصبانی بود که تقریباً میز را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prince decided to throw a fancy ball and invited every lady of the land to come: شاهزاده تصمیم گرفت که مهمونی بالماس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't work these instructions out: من نمی توانم ا‍ز این دستورالعمل ها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my dog loves to roll around and flip himself over on his back in the grass: سگم عاشق غلط زدن و پشت و رو کردن خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throwing a big free party: برگزاری یک مهمانی بزرگ رایگان
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the doctor explored the wound: explore ( زخم ) آزمایش کردن با استف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please flip to page 20 in your textbook: لطفاً کتابتون رو به صفحه ۲۰ برگردون ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
serve the throw: به معنی مفید بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't stand this situation i want everything to work out: نمی تونم این وضعیت رو تحمل کنم ، می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how to throw a party: چگونه یک مهمانی برگزار کنیم؟ throw= ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mary heaved herself out of bed: ماری خودش را روی تخت کشاند مری خود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flip over fish in pan: ماهی را از این رو به آنرو کن . ( دس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they plan to marry next year: آنها قصد دارند سال آینده ازدواج کنن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you were going to go away what are you doing here: قرار بود بری مسافرت، پس اینجا چیکار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am just browsing: فقط دارم نگاه می کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if i eat that stuff i'm gonna heave for sure: اگه اون چیزو بخورم، مطمئنم دل و رود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flip the record: آنطرف کاست را بگذار بشنویم ( در کا ...
٨ ماه پیش