نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when i work with a part i chew it up into small pieces: وقتی نـقشی را تـمرین میکنم، آن را ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we may be accustomed to being shut down emotionally: ما ممکن است عادت کرده باشیم از نظر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't chew gum loudly in class: تو کلاس بلند آدامس نجو.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am afraid i didn't catch your name: متاسفانه متوجه اسم شما نشدم. ببخشی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remember to chew your food slowly before you swallow: یادت باشه قبل از قورت دادن، غذات رو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's not usually a moper: معمولاً غم زده نیست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
without wasting time: بدون اتلاف وقت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a catch: عجب تیکه ای!! ( اصطلاح )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be such a moper: این قدر غصه نخور moper= غم زده / اف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i shut you down: ببخشید که حرفتو گوش نکردم ( خاموشت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't quite catch what you said: من کاملاً متوجه نشدم چی گفتی catch= ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anxiety and prospect: بیم و امید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i shut you down: حرفتو گوش نکردم ( خاموشت کردم )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rest or other's: بقیه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the office moper always finds something to complain about: ( طنزآمیز ) اون همکار غم زده همیشه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we muddled up the name labels and chaos ensued: ما برچسب های نام را اشتباه گرفتیم و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rest of money: بقیه پول؛ باقی مانده پول
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a catch: عجب تیکه ای!! ( اصطلاح )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snow and ice have caused chaos on the roads: برف و یخ باعث ایجاد بی نظمی در جاده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's not usually a moper but today she seems really down: معمولاً غم زده نیست، ولی امروز خیلی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rest of the food: بقیه غذا ؛ باقی مانده غذا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was complete chaos when the world champions arrived at the airport: وقتی قهرمانان جهان به فرودگاه رسیدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he coughed loudly: او با صدای بلند سرفه کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i do not allow the rest to interfere in my life: من به بقیه اجازه نمیدهم در زندگی م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has to mop the floor after every meal: او باید بعد از هر وعده غذایی، کف را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accounting graduates have a good record in finding a proper job: فارغ التحصیلان حسابداری سابقه خوبی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
repairs to the major highway this summer will bring chaos to commuters: تعمیر بزرگراه اصلی در تابستان امسال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here's a mark on your shirt: یک علامت روی پیراهنت هست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the mood at work was black: محیط کار حال و هوای دلگیری داشت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prince was really dreamy: شاهزاده واقعا محشر و معرکه بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is chaotic: اوضاع مَگسیه ( آشفته، نامنظم، به ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you literally look tired: کاملا خسته به نظر می آی. literall ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's your mood: فازت چیه ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be threatened by: با . . . تهدید شدن مورد تهدیدِ . . ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her skin as white as snow: پوست او مانند برف سفید بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a loud cough: یک سرفه با صدای بلند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he teacher put a mark on the student's paper: معلم روی برگه دانش آموز یک علامت گذ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you on the mood: یعنی شما حس و حال چیزی یا کاری را د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we must rescue the threatened girls: ما باید دختران مورد تهدید قرار گرفت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
other people or things that are left: افراد یا چیزهای دیگری که باقی مانده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spent all morning mopping the house: تمام صبح را مشغول تی کشیدن خانه بود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we wont employ people with a record: ما افراد سابقه دار را استخدام نمی ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the mood for sth: حال/حوصله چیزی را داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dog marked his territory: سگ قلمرو خود را علامت گذاری کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this's chaotic: اوضاع مَگسیه ( آشفته، نامنظم، به ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a dreamy recollection: یک بیادآوری مبهم و گنگ / یک بیاد آو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not really in the mood to go out tonight: واقعا امشب توی مود بیرون رفتن نیستم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he literally called me 23 times: او دقیقا۲۳ بار بهم تلفن کرد. lite ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's chaotic: اوضاع مَگسیه ( آشفته، نامنظم، به ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am so hungry i am literally dying: من خیلی گشنمه رسماً ( به معنای واقع ...
٨ ماه پیش