نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the mood for something: حال/حوصله چیزی را داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boss likes to pick over every little detail in the reports we submit: رئیس دوست داره هر جزئیات ریزی رو در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was literally insane: او واقعا دیوانه بود. او به معنای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll get someone to take care of it: یه نفر رو میارم که ازش مراقبت/ رسید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a monkey into the works of: چوب لای چرخ کسی یا چیزی گذاشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to the point that: تا ( به ) حدی که تا ( به ) جایی که
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am so hungry i'm literally dying: من خیلی گشنمه رسماً ( به معنای واقع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the engineering students picked the old engine to pieces to learn how all the parts fit together: دانشجویان مهندسی موتور قدیمی را از ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please mark the correct answer: لطفاً پاسخ صحیح را علامت بزنید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is chaotic: اوضاع مَگسیه ( آشفته، نامنظم، به ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who takes care of the dog while you are away: وقتی نیستید چه کسی از سگ مراقبت میک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it marked a significant milestone in this company's growth: تحول مهمی را در رشد شرکت رقم زد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the house is a bit chaotic at the moment: خانه در حال حاضر کمی نامرتب است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd have no use for a boat: قایق برای من هیچ کاربردی ندارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she quickly picked up on the tension in the room during the meeting: او بلافاصله از تنش موجود در اتاق، د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw into disorder: چوب لای چرخ کسی یا چیزی گذاشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
religious scriptures: متن مقدس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was dreamy as a child: او مانند یک کودک خیالپرداز و خیالبا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to pick on a restaurant for dinner today: باید برای شام امشب یه رستوران رو ان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm so hungry i'm literally dying: من خیلی گشنمه رسماً ( به معنای واقع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
marking momentous occasion: جشن گرفتن رویداد مهم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the traffic in seoul is often chaotic: ترافیک در سئول اغلب پر هرج و مرج اس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
industrial uses: کاربرد های [استفاده] صنعتی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
innocent request: درخواست / نظر بی قصد و غرض
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a dreamy expression: یک حالت رویایی و خیالی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's focus on the big picture: بیایید روی نمای کلی ( اصل قضیه ) مت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were literally thrown out of our bunks: ما عملا به بیرون از تختخواب/جای خوا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he used me and then broke up with me: او از من ( سوء ) استفاده کرد و سپس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
innocent remark: درخواست / نظر بی قصد و غرض
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a chaotic sort of a person: او فردی شلخته است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there isn't a mark on it: حتی یه خش هم روش نیفتاده! mark معنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids really picked up on the new slang their older siblings were using: بچه ها واقعا از حرف های محاوره ای ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she literally kicked the opponet out of the ring: او ( به معنای واقعی کلمه بدون اغراق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some fireflies who served up with him got picked up at that building: بعضی از اعضای fireflies که با اون ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you literally said that i am a thief: قشنگ گفتی که من یه دزدم literally ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dream of sth: آرزو و یا رویای چیزی را داشتن. . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
presence of a train was indicated electrically: وجود یک قطار {بصورت} الکتریکی نشان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she used me and then broke up with me: او از من ( سوء ) استفاده کرد و سپس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her innocent remarks: گفته ها/اظهاراتِ معصومانه ی او
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't pick on the small details let's focus on the big picture: روی جزئیات کوچک پافشاری نکنید، بیای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a chaotic sort of a person: او فردی شلخته است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
car hunting: شکار خودرو یا جستجوی جدی برای خودرو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch me if you can: اگه می تونی منو بگیر ( دستگیر کن )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was all a dream: همش الکی بود همه اش یک خواب بود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the recruiters were able to pick off the best candidates from the large pool of candidates: ثبت نام کنندگان قادر بودند که از می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his innocent remarks: گفته ها/اظهاراتِ معصومانه ی او
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i admit that i underestimated the power in the bulky fighters frame: اعتراف می کنم که قدرت بدنی آن جنگجو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't pick on the small details: روی جزئیات کوچک پافشاری نکنید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they released their first record in 1990: آنها اولین آلبوم خود را در سال ۱۹۹۰ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i tried: تلاش کردم
٨ ماه پیش