نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had a ball at the party last night: دیشب در مهمانی حسابی خوش گذراندیم b ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we balled all night: ما تمام شب رقص و پایکوبی کردیم خوش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they balled last night: داشتن رابطه جنسی ( خیلی عامیانه )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he balled his fists in anger: او مشت هایش را از عصبانیت گره کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she balled up the paper and threw it in the trash: او کاغذ را مچاله کرد و در سطل زباله ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so you did it just to burn me: پس تو این کار رو کردی فقط برای اینک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was burned into my mind when i was a child: از بچگی تو ذهنم حک شده بود burn=حک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i dont have lots of money to burn for unnecessary things like that: آنقدری پول اضافه ندارم که صرف چیزای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard the bell toll: من شنیدم که زنگ به صدا در آمد. ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will take care of it: من رسیدگی میکنم! من ردیفش می کنم من ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stress takes a toll on your health: استرس روی سلامتت تاثیر منفی می ذاره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spend too many hours at work and i don't have enough time to take care of things at home: ساعت های خیلی زیادی سر کارم و وقت ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my mother in law fell and could not take care of herself anymore: مادر شوهرم زمین خورد و دیگه نمیتونس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can take care of myself: میتونم از خودم مراقبت کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take care to close the door slowly: مراقب باش در رو یواش ببندی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wise old man: یک پیرمرد خردمند و عاقل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
health wise: به لحاظ بهداشتی wise= از جهتِ، از ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spark smoething off: علت چیزی شدن، سبب شدن، منجر شدن به
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his speech sparked a heated debate: سخنرانی او جرقه ی یک بحث داغ را زد. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sparking a nationwide armed resistance: و این کودتا باعث برانگیختن یک مقاوم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the spark from the fire lit the paper: جرقه ی آتش کاغذ را روشن کرد. ( اص ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look green today: امروز ناخوش احوال و رنگ پریده به نظ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you take care of everything: آیا ترتیب همه چیز را دادین؟ ( آیا ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here is the catch you need to know: اینجا یک نکته ( داستانی ) هست که با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
righteous living: زندگی درست و شرافتمندانه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
challenge with: دست و پنجه نرم کردن با . . . سر و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
open challenge: تعارض آشکار
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a good catch: برای ازدواج مورد خوبی است. catch=آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can sleep for 10 hours straight: می توانم ۱۰ ساعت متوالی بخوابم str ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a good catch: برای ازدواج مورد خوبی است. catch=آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's brilliant but some of his ideas are really out there: او فوق العاده است اما بعضی از ایده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are a lot of amazing countries out there: کلی کشور شگفت انگیز ( تو دنیا ) وجو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a good catch: برای ازدواج مورد خوبی است. catch=آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's your catch: منظورت چیه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people who behave in a way that is morally correct: افرادی که رفتاری اخلاقی و درست دارن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is your catch: منظورت چیه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here's the catch you need to know: اینجا یک نکته ( داستانی ) هست که با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
righteous anger: عصبانیت بحق ( موجه )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she shut down during the argument: وسط دعوا قفل کرد و دیگه حرف نزد. s ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when mr cohen was asked by the coroner whether peaches had been a heroin addict he replied yes: وقتی مأمور تجسس قتل از کوهن پرسید ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a catch: یه مشکلی/ گیری تو کاره.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have notified the coroner: من به مأمور تجسس قتل ( پزشک قانونی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he tends to shut down when criticized: وقتی ازش انتقاد می شه، خودشو می بند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was caught in traffic jam: من در ترافیک گیر افتاده بودم caught ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
straight black hair: موی صاف سیاه رنگ
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a good catch: برای ازدواج مورد خوبی است. catch=آ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i want you to give me a straight answer: می خوام یه جواب درست و حسابی ( صادق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't quite catch: من کاملاً متوجه نشدم catch=فهمیدن، ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
feel shut down: احساس ناتونی و رخوت احساس بی رمقی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're not allowed to chew gum in class: ما اجازه نداریم که در کلاس آدامس بج ...
٨ ماه پیش