نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intimate something to sb: فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sent a birthday greeting: او یک تبریک تولد فرستاد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're wanted on the telephone: شما را پای تلفن می خواهند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love spending time alone with a good book: من عاشق تنها بودن با یک کتاب خوب هس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am rather busy: یه خرده سرم شلوغه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the middle and lower classes: طبقات متوسط و پایین
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we took out a loan and now we pay a lot of interest: ما یک وام بانکی گرفتیم اما الان بهر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you describe what your mother looks like: می توانی توصیفی از ظاهری مادرت بدهی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if something goes wrong during the launch sequence the system will automatically abort: در حین مراحل پرتاب اگر مشکلی پیش بی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sth or sb interest you: نظرت را جلب کنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
almost went to therapy but you was all i needed: میخواستم برم تراپی ولی تو تنها چیزی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the giggle of the girls could be heard from the next room: صدای هر هر خندیدن دخترها از اتاق بغ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody a treat: یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sure she'll learn from her mistakes: من مطمئنم که او از اشتباهاتش درس خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't recognize you: شما رو به جا نمیارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd like to order a pizza: من می خواهم یک پیتزا سفارش دهم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall we stay here: بمونیم اینجا؟؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't ruin my cover: نقشم رو خراب نکن/ پوششم رو از بین ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her highprofile spreads: آثار مکتوبِ جنجالی اش spread=اثر م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to speak to you about something important: باید باهات درباره ی یه چیز مهم حرف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he went upstairs to pack his case: رفت طبقه بالا تا ساک دستیش رو ببنده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the places of interest: اماکن دیدنی/ مورد علاقه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm wanted for this: من خواستار این هستم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a friendly wave is a common greeting: تکان دادن دوستانه دست یک سلام رایج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the two are clashing in the middle: اون دوتا در میانه ی میدان درگیر شدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my phone bill is very high this month: صورت حساب تلفن من این ماه خیلی زیاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something or sb interest you: نظرت را جلب کنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the defense budget: بودجه ی دفاعی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everybody went to the party save jack: همه رفتند به مهمانی به جز جک save=ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't expect to win much less win it alone: انتظار برنده شدن نداشتم، چه برسه به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my fit was hard on my birthday: لباسم واسه تولدم خیلی خفن بود یکی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a treat: یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall i borrow your car for a week: میشه ماشینت رو برای یک هفته قرض بگی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i recognize him as he came in the room: به محض این که وارد اتاق شد او را شن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she spoke with the doctor before making a decision: قبل از تصمیم گیری با دکتر صحبت کرد. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the captain ordered his troops to advance: کاپیتان به سربازانش دستور پیشروی دا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spreads some butter and jam on his toast: او مقداری کره و مربا بر روی نان تست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a good case against bringing in new regulations: شرایط/وضع خوبیه تابا ایجاد قوانین ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the profit covered the loss: سود، ضرر را جبران کرد cover=جبران ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is described as the godfather: از او به عنوان پدرخوانده یاد می شود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was so hard on you: من نسبت به تو خیلی سنگدل بودم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i received warm greetings from my family: من سلام های گرمی از خانواده ام دریا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he alone can solve this problem: فقط او می تواند این مشکل را حل کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll be speaking to a team of professionals about leadership strategies: من برای یه تیم حرفه ای ها درباره اس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can we get the bill: می شه صورت حساب رو بیارین؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and all of your emotions and desires are constricted stifled and muted within you: و همه احساسات و آرزوهای تو در درونت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he almost dropped the candle: almost=نزدیک بود که . . . /چیزی نما ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company approached the government for funding: شرکت برای دریافت بودجه با دولت تماس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must ask permission from one of the guards: باید از یکی از نگهبان ها اجازه بگیر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having sb do sth: 1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاند ...
٨ ماه پیش