نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat sb to something: کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it saved me a lot of work: خیلی کارمو جلو انداخت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is an extra chair in the house and i need further details: یک صندلی اضافی در خانه هست، و من به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been alone for a long time: من برای مدت طولانی تنها بوده ام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something or somebody interest you: نظرت را جلب کنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's had a hard life: او زندگی سختی داشت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your budget for the week: بودجه شما برای این هفته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police officer ordered the suspect to stop: افسر پلیس به مظنون دستور توقف داد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was moving my body to music: بدنم رو با ریتم ( همراه موسیقی ) حر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it covers three hundred and forty square kilometers: مساحت آن سیصد و چهل کیلومتر مربع اس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
secret recesses: زوایای پنهان ( شخصیت )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having extracted the virtual power plants' profits: پس از استخراج کردنِ سود نیروگاه های ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she almost dropped the candle: almost=نزدیک بود که . . . /چیزی نما ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a homosexual person: یک فرد همجنسگرا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't seen him in almost three years: نزدیک به سه سال هست که ندیدمش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
white only: white - only تنها برای سفیدپوست ها
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he collapsed on the ground gasping: او {در حالی که} نفس نفس میزد غش کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have pins and needles in my legs: اصطلاحا یعنی: پاهام گزگز میکنه یا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need a new approach to climate change: برای تغییرات اقلیمی به رویکرد جدیدی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have been alone for a long time: من برای مدت طولانی تنها بوده ام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat someone to sth: کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how then shall we distinguish: پس چگونه باید متمایز کنیم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having sb do something: 1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the game gets harder on every new level: بازی در هر مرحله جدید سخت تر می شود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the books are in alphabetical order: کتاب ها به ترتیب حروف الفبا هستند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you require further assistance please contact us: اگر به کمک بیشتری نیاز دارید، لطفاً ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having someone do something: 1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something or someone interest you: نظرت را جلب کنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
budget ticket: بلیط به صرفه budget = قبل از اسم می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to grab enemies press o: برای گرفتن دشمن، کلید دایره را فشار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's only learning to do it: اون تازه ( در حال حاضر ) داره یاد م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doctor spread eyes of the patient: دکتر چشمان مریض را باز کرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to discuss this matter in further detail: ما باید این موضوع را با جزئیات بیشت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was once billed as a hero: زمانی از او به عنوان یک قهرمان یاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't give a pin about my age: به سنم هیچ اهمیتی نمیدم. ( یعنی ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my mother raised me alone: مادرم مرا به تنهایی بزرگ کرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i would like to speak to this matter: دلم می خواهد در رابطه با این موضوع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall we go to the club: ما می توانیم به باشگاه برویم shall ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
men only: men - only مردانه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anyone for very hard boiled eggs: تخم مرغ آب پز بسیار سِفت برا کیه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat somebody to sth: کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is the order of events: ترتیب رویدادها چیست؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having finished her homework charlotte went to her friend's house to play: پس از تمام شدن تکالیفش، شارلوت به خ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having somebody do something: 1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no interest in you: علاقه ای که بهت ندارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can we get the bill please: می شه صورت حساب رو بیارین لطفاً؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
temple spread: باز بودن دسته عینک
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it fell to the ground: آن به زمین افتاد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a treat: حال میده treat=بعنوان فعل یعنی رفت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treat sth as: تلقی کردن، قلمداد کردن، فرض کردن، گ ...
٨ ماه پیش