نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
further the goals of the organization: پیشبرد اهداف سازمان further=پیشبرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your regret becomes a bowl of love for me: افسوس خوردن تو به من کاسه ی عشق میش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and yet she was equally relieved almost glad: ولی او به همان اندازه آسوده خاطر بو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i greet every person i meet with a smile: من به هر کسی که ملاقات می کنم، با ل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
threat to: تهدید به کالوکیشن مهم حرف اضافهthre ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the loudspeaker blared the announcement: بلندگو اعلامیه را با صدای بلند پخش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i advise you to stop aborting her baby: بهتون توصیه میکنم از سقط کردن بچتون ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mixed breed dog: سگ دو رگه / دورگه رایج ترین و خنثی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cat approached to a bird for hunting: گربه برای شکار کردن نزدیک یک پرنده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall i open the window: میشه پنجره رو باز کنم؟ shall برای ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intimate something to someone: فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread the butter on the bread: کره رو بمال روی نون. spread=مالیدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
politics doesn't really interest me: سیاست واقعاً منو علاقه مند نمی کنه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i prefer to study alone because i can focus better: من ترجیح می دم تنها درس بخونم چون ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i deeply regret that i cant help you in this case: من عمیقا افسوس میخورم که نمیتوانم د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it further states: در ادامه بیان می کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
google speech recognition engine: موتور تشخیص گفتار گوگل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i learned a lot from my father: من از پدرم خیلی چیزها یاد گرفتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the suspect bolted down the street when he saw the police: مظنون وقتی پلیس را دید، زد به چاک و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
music was blaring from the club all night: تمام شب از کلوب موسیقی با صدای بلند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't rabbit: نازک نارنجی نباش ( پیش دوستات مثل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is not the case with: در مورد . . . صدق نمی کند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we greeted our old friends at the airport: ما در فرودگاه به دوستان قدیمی مان خ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
security threat: تهدید امنیتی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the door slammed behind her: در، پشت سر او محکم کوفته شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she covered her ears as sirens blared: وقتی آژیرها با صدای بلند به صدا درآ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i soon learned not to ask too many questions: من خیلی زود یاد گرفتم که زیادی سوال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i' m not sure how to approach the problem: مطمئن نیستم چطور با مشکل مواجه شوم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall we go to the park today: می خواهی ما امروز برویم پارک؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uppercase letters: شکل بزرگ حروف یا شکل که بالای خط نو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread your legs apart: پاهای خود را از هم باز کنید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bank pays interest on savings accounts: بانک به حساب های پس انداز سود می ده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intimate something to somebody: فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent his birthday alone this year: او امسال تولدش رو تنها گذروند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fifteen orders of mammals: پانزده راس پستاندار
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt so alone even in a crowded room: او حتی در یک اتاق شلوغ هم احساس تنه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intimate sth to sb: فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm rather busy: یه خرده سرم شلوغه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how would you describe your mother: چطور مادرت را توصیف می کنی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a treat: یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she'll learn from her mistakes: او از اشتباهاتش درس خواهد گرفت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please order the books on the shelf: لطفاً کتاب ها را روی قفسه مرتب کنید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lower case letter: lower - case letter به معنای: شکل ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm waiting for a sunny spell day: منتظر یک روز با هوای گرم و آفتابی ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a formal talk: سخنرانی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
such things just don't interest me: توی این خط ها نیستم اهل این کارها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bolt your food like that: غذاتو اینجوری قورت نده bolt=تند تند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spread popularity: مقبولیت زیاد محبوبیت گسترده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know if that's the case or not: نمی دونم درسته یا نه case می تونه ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a triple bill of hitchcock films on at the cinema next sunday: Triple bill : برنامه ای شامل سه اجر ...
٨ ماه پیش