نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it grieved me to leave her: جدا شدن از او من را ناراحت و غمگین ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i regret having been adopted by you: من پشیمانم که توسط شما به فرزندی قب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
isn't she messing up in class: توو کلاس، شلوغ نمیکنه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's very interested in history: او خیلی علاقمند به تاریخ است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she considers me her best friend: او مرا بهترین دوستش می داند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was observed that: مشاهده شده که. . . دیده شده که. . ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
teaching approach: رویکرد آموزشی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i greet you on the occasion of your marriage: به مناسبت ازدواجتان، به شما تبریک م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we each have our own car: ما هر کدام ماشین خودمان را داریم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further delays occurred the project ran over budget: با تأخیرهای بیشتر، هزینه های پروژه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm bolting: من دیگه نیستم من کنار میکشم من در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she shared her most intimate thoughts in her diary: او خصوصی ترین افکارش را در دفترچه ی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you regret something in your life: افسوس چیزی را در زندگی ات میخوری؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can try different approaches to solve problems: می توانید روش های مختلفی را برای حل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further details became available the public grew more concerned: با در دسترس قرار گرفتن جزئیات بیشتر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be a rabbit have a go: ترسو یا بی عرضه نباش، امتحان کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am considering leaving your father: من قصد دارم پدرت رو ترک کنم! من ( چ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a strong interest in history: من علاقه زیادی به تاریخ دارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we will greet the new year with hope: ما از سال نو با امید استقبال خواهیم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rabbit bolted into the bushes: خرگوش یهو داخل بوته ها دوید . bol ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he restaurant has an intimate atmosphere: آن رستوران فضایی دنج و صمیمی دارد. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we adopted a lovely mutt from the animal shelter: ما یک سگ دو رگه دوست داشتنی را از پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thieves try different approaches to rob houses: دزد ها روش های مختلفی را برای سفت ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ate almost everything on the plate: او تقریبا همه چیزهایی که در بشقاب ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see and notice sth: مشاهده کردن دیدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she grieved for her father: او بخاطر پدرش داغدار بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have to learn one of hamlet's speeches for school tomorrow: ما فردا باید یکی از تک گویی های همل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maintain order in the classroom: نظم را در کلاس حفظ کنید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they won't mess with her: آنها نمیخوان با او درگیر بشن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he regrets that he couldn't see his mother: او افسوس میخورد که نتوانست مادر خود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he considers me his best friend: او مرا بهترین دوستش می داند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further talks failed hopes for a peace deal faded: با شکست گفت وگوهای بیشتر، امید به ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is an interesting idea: این یک ایده جالب است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shall l go to bathroom: من می توانم به دست شویی بروم ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he intimated that he might resign soon: او غیرمستقیم اشاره کرد که شاید به ز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he did it in order to make you happy: اون اینکارو کرد به منظور که تو رو خ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should avoid approaching to each other because of corona virus: ما باید از نزدیک شدن به یک دیگر به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i deeply regret that: من عمیقا افسوس میخورم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further evidence emerged the case against him grew stronger: با آشکار شدن شواهد بیشتر، پرونده عل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's in your best interest to study hard: به نفع خودتونه که سخت درس بخونید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was alone in the house when the storm hit: او وقتی طوفان اومد، تو خونه تنها بو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm considering leaving your father: من قصد دارم پدرت رو ترک کنم! من ( چ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be rabbit: نازک نارنجی نباش ( پیش دوستات مثل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the car horn blared outside the window: بوق ماشین بیرون پنجره با صدای بلندی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to learn a language: زبان یاد گرفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i almost missed the bus: چیزی نمانده بود که اتوبوس را از دست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when he came in i didn't even greet him: وقتی او وارد شد، من حتی به او سلام ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't listen to him he's just a stupid mutt: به حرفش گوش نده، او فقط یک احمق است ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his speach was long and arid: سخنرانی او ( پسر ) بی احساس بود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she bolted from the meeting after the argument: بعد از مشاجره، ناگهان جلسه را ترک ک ...
٨ ماه پیش