نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we can only be happy to do that: تازه باید خوشحال هم باشیم که می خوا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is pushing 40 degree celsius: دما به 40 درجه نزدیکه push در دمای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she no longer works at that company: او دیگر در آن شرکت کار نمی کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i missed the last bus so i only got home at about 6 o'clock: به آخرین اتوبوس نرسیدم ( جا ماندم ) ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's your shout: این نوبت یا فرصت شماست که تصمیم بگی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she counted the money in the till: او پولهایی که در دخل بود شمرد. til ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they no longer care: اونها دیگه اهمیتی نمیدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't act like a child: مثل بچه ها رفتار نکن!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's your shout for dinner tonight: این نوبت توست که برای شام امشب هزین ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the only person who can help him is the doctor: تنها کسی که می تواند به او کمک کند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll stay here till you get back: من اینجا می مانم تا تو برگردی. til ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have to pee all the time: همش باید جیش کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she acts in a play: او در یک نمایش بازی می کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if god forbid: اگر خدای نکرده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is your shout for dinner tonight: این نوبت توست که برای شام امشب هزین ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having obtained the disordered thicknesses for the entire system: پس از بدست آوردن ضخامت های دارای اخ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw a special offer right next to the till: من یک پیشنهاد ویژه ، درست در کنار ص ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has to be left alone to understand the loneliness of other: اون باید تنها بمونه تا تنهایی دیگرا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have been taught never to accept pay for an act of kindness: من آموخته ام که برای کار انسان دوست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cashier counted the money in the till at the end of the day: صندوق دار در پایان روز پول داخل صند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has to be left alone: اون باید تنها بمونه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we desire nothing but good will and comity: ما خواهان چیزی جز حسن نیت و نیک رفت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he country is confronted with this bitter difficult fate: کشور با این عاقبت تلخ و دشوار مواجه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock math bowl: مسابقات ریاضی آزمایشی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a shout of pain: یک داد و فریاد از درد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i go to the english class no more: دیگه به کلاس انگلیسی نمیرم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
finally they'd all say he could play the game better than anyone: عاقبت همه ی آنها اعتراف می کردند که ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch somebody in the very act: مچِ کسی را در حینِ عمل گرفتن؛ کسی ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey wait a minute: هی یه دقیقه صبر کن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd simply destroy you period: من به سادگی تو را نابود می کردم، هم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he would often mock his classmates with sarcastic remarks: او اغلب با اظهارنظرهای طعنه آمیز هم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
help he shouted: او فریاد زد: کمک!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i no longer love you: دیگه دوست ندارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey come in lovely to see you: سلام، بیا تو، خوشحالم میبینمت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the act of doing something: در حینِ انجامِ کاری
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is your shout: این نوبت یا فرصت شماست که تصمیم بگی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i would simply destroy you period: من به سادگی تو را نابود می کردم، هم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i no longer believe you: من دیگه بهت باور ندارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am speak for my family: من نماینده خانواده خودم هستم speak= ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we went back to tilling the land: ما برگشتیم تا در زمین زراعت کنیم. ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he acted wisely: او عاقلانه عمل کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am sorry to: متاسفم از اینکه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm no longer in charge here: من دیگه مسئول اینجا نیستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i no longer need: دیگه لازم ندارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you make it on monday morning say: میتونی بیای صبح دوشنبه مثلا؟ say=مث ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really messed up the exam: واقعاً امتحان رو خراب کردم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not but rather: فلان چیز نیست ( درست نیست ) بلکه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he shouted 200000$: باصدای بلند گفت" دویست هزار دولار! ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had no intention of honoring his word: قصد نداشت به حرف هایش وفا کند. ho ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock fight: دعوای ساختگی
٨ ماه پیش