نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no longer soft: دیگر نرم نیست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never say die we might still getthere on time: خدا را چه دیدی هنوز ممکنه به موقع ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in on the act: واردِ ماجرا شدن، درگیرِ قضیه شدن ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey baldy come here: آهای کچل بیا اینجا!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act as somebody: به جای . . . بکار رفتن کارِ . . . ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the files are all messed up: همه ی فایل ها به هم ریخته ان.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to help animal: برای کمک به حیوان
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why do you wanna mock me mate: چرا میخوای مسخره ام کنی رفیق؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was nice talking with you: صحبت کردن با شما دلپذیر بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this building is no longer used: این ساختمان دیگر استفاده نمی شود .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act as someone: به جای . . . بکار رفتن کارِ . . . ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not a clown: من دلقک نیستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company honored its commitment to pay all the employees on time: شرکت با پرداخت حقوق سر وقت تمام کار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk a little more about ourselves: یکم بیشتر در مورد خودمان صحبت کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he messed up his relationship with her: اون رابطه ش رو باهاش خراب کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why are you shouting aloud: چرا دارید با صدای بلند فریاد میزنید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's five to three: ( ساعت ) پنج ( دقیقه ) مانده به سه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am not a clown: من دلقک نیستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act as sth: به جای . . . بکار رفتن کارِ . . . ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he went to the kitchen: رفت اش ( داخلِ ) آشپزخانه!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm no longer young: من دیگه جوان نیستم no longer=بیش از ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i messed up the presentation: من ارائه را خراب کردم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's going to have a talk with his parents: او با پدر و مادرش گفتگویی خواهد داش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock sth: مسخره کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is determined to honor her husband's dying wish: او مصمم است که آرزوی آخر ( آروزی دم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make a remark about something: اظهار نظر کردن در مورد چیزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
act sth out: ادای . . . را در آوردن نمایشِ . . ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this will cause the rope to unlay and to some degree distortion of the rope will occur: این باعث می شود که طناب رشته رشته ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the divorce really messed him up: طلاق واقعاً روحیه اش رو داغون کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to your room: برو ( تو ) اتاقت!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock data: داده ساختگی/غیرواقعی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop talking and listen: حرف نزن و گوش بده!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she doesn't work here any longer: او دیگر در اینجا کار نمی کند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further complications arose the surgery had to be postponed: با بروز پیچیدگی های بیشتر، عمل جراح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk to him: باهاش حرف بزن باهاش صحبت کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you scared me i am so soft: منو ترسوندی من خیلی روحیم لطیفه خی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a lot of regrets in that regard: از این نظر بسیار پشیمانم. . . از ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are realist in approach: رویکردی واقع گرایانه داشتند approac ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids messed up the living room: بچه ها اتاق نشیمن را به هم ریختند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further data was analyzed the theory lost credibility: با تحلیل داده های بیشتر، آن نظریه ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in someone honor: به افتخار فلانی. . . در سپاس ۱ز فل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my car has been acting up: ماشینم من را کلافه کرده است/ ماشینم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock someone: مسخره کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't go to my room without permission: بدون اجازه نمی تونی ( داخلِ - تو ) ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk to her: باهاش حرف بزن / باهاش صحبت کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as further protests erupted the government imposed a curfew: با وقوع اعتراضات بیشتر، دولت منع رف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't mess up this time: این بار اشتباه نکن!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
observing 85 years of establishing official diplomatic relations: با گذشت ۸۵ سال از برقراری روابط رسم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a piece of paper money: اسکناس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mock something: مسخره کردن
٨ ماه پیش