نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you didn't deserve: تو لیاقت . . . . نداشتی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please spare me the drama: لطفاً من را از این نمایش معاف کن! ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was neither angry nor cross with him: نه از دست اش عصبانی بودم نه دلخور.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to cross the sea: از دریا عبور کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what you get when you cross a mentally loner: چی میگیری وقتی یه بیمار روانی رو "ع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could you spare some change: میشه به من پول خرد بدهید ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my grandma's always looking for money sparing tips online: مادربزرگم همیشه دنبال ترفندهای کم ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this new app is battery sparing: این اپلیکیشن جدید باتری نگه می داره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government introduced water sparing regulations due to the drought: دولت مقررات نگهدارنده آب را به دلیل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this new cooking method is nutrient sparing: این روش پخت جدید حفظ کننده مواد مغذ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they spared no effort to make the event perfect: آنها هیچ تلاشی را دریغ نکردند تا رو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spare me the details i only need the result: جزئیات رو نگو؛ فقط نتیجه رو می خوام ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please spare this drama: لطفا از این ماجرا گذشت کن/چشم پوشی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spare me the excuses: بیخیال بهانه ها شو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he left with no money to spare: او ماند بدون هیچ پولی برای ( روز ) ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her spare writing style gets straight to the point: نویسندگی مختصر او بدون حاشیه به اصل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he lives in a spare apartment with just a bed and desk: او در آپارتمانی ساده با فقط یک تخت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's faster but not very time sparing with all the traffic: سریع تره ولی با این همه ترافیک خیلی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bought one of those water sparing showerheads: اون یکی از اون سردوش های کم مصرف آب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm down to check it out: موافقم که امتحانش کنیم!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set themselves to reproducing: قرار دادند خودشان را در فرآیند باز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is quite smart: او نسبتاَ باهوشه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not likely: احتمال ندارد ، احتمال کمی دارد ، بع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set the bomb: بمب کار گذاشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
though his bone has set he still needs physiotherapy: به رغم آنکه استخوانش سر جایش قرار گ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quite hungry: نسبتا گرسنه یا کمی گرسنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a would be leader of the movement: او رهبر مدعی جنبش است. He is a wou ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're being nasty: داری بدجنسی می کنی ( اکنون نه همیشه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no matter what activity they suggest: فرقی نمی کند چه فعالیتی را پیشنهاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just arrived at the supermarket: تازه به سوپرمارکت رسیده ام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the moment had arrived: لحظه ش فرا رسیده بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she rose to power: او به قدرت رسید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the project is almost finished: پروژه تقریبا تمام شده است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is the government's fault: مقصر دولت است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is behind the curtains: او پشت پرده است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ralph breaks: رالف خرابکار
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was down to volunteer: موافق شدم که داوطلب شوم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would be assassin: روی داده اما نافرجام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he rose to fame: او به شهرت رسید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'll arrive at the airport around noon: حدود ظهر به فرودگاه می رسیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am always down for an adventure: من همیشه برای یک ماجراجویی موافقم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's the government's fault: مقصر دولت است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are being nasty: داری بدجنسی می کنی ( اکنون نه همیشه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he knew he had arrived when he was shortlisted for the man booker prize: اون آدم میدونست که موفق شده بود زما ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
casey is quite tall: "کیسی" خیلی بلند قد است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would be refugees: پناهجویان احتمالی would - be refuge ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it can be true: ممکنه درست باشد ( میتواند صحت داشته ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to set my alarm: ( باید زنگ ساعتم رو ست کنم. ) یعنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was down to volunteer even though i had a busy schedule: با اینکه برنامه ام شلوغ بود، موافق ...
٨ ماه پیش