نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i read you something else: میتوانم برایت چیز دیگری بخوانم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you live in new york don't you: تو در نیویورک زندگی می کنی، مگرنه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she can read people like a book: آدما رو مثل کتاب می خونه—قشنگ می فه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wears his hair up: موهاشو به سمت بالا شونه می کنه wear ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fifty somethings: یعنی پنجاه و خرده ای ساله ها، کسان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tire wear: ساییده شدن تایر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she'll read you for filth: قشنگ می خونت و رسوات می کنه. read ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ropedancer: بندباز
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they seem nice: به نظر باحال میان.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was too tired to go and i couldn't have paid either: از خستگی زیاد نرفتم و به همین خاطر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who makes the sign of the z: کسی که اون علامت Z رو از خود به جا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you wish didn't exist: آرزو داشتی/دوست داشتی چه چیزی وجود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she wears a beautiful necklace: او یک گردنبند زیبا می پوشد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was very nice of her to drive you home: نشانه ی مهربانیش بود که تو را تا خا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we roped him in for the charity run: ما او را برای شرکت در دوی خیریه جذب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
love the life you live live the life you love: زندگی ای که داری رو دوست داشته باش، ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she likes playing with her dolls: او بازی کردن با عروسک هایش را دوست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can have either the blue one or the red one: می توانی آبی را بگیری یا قرمز رو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look nice in that dress: تو در آن پیراهن زیبا شده ای.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what should i wear to the party: برای مهمانی چه لباسی بپوشم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everywhere else that joke kills: هر جای دیگه این جوک رو بگم از خنده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you didn't get it: معنیشو نفهمیدی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you didn't get it everywhere else that joke kills: معنیشو نفهمیدی؟ هر جای دیگه این جوک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the virus killed his computer: ویروس رایانه اش را از کار انداخت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is there something you'd like to say: آیا چیزی هست که بخواهی بگویی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wore a coat: او یک کت پوشید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i deserve to know who killed my son: من حق دارم بدونم کی پسرم رو کشته.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he deserves it: او ارزش آن را دارد!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't cross her: تو پا روی دم اش نمیذاری تو سر به سر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are some people who deserve this award: بعضی ها هستند سزاوار این جایزه هستن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to cross france by train: از فرانسه با قطار رد شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is the one who deserve this noble prize of physics: اون کسیه که سزاوار این جایزه نوبل ف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she wore a small gold cross on a chain around her neck: او صلیب طلای کوچکی با زنجیر دور گرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the soldier spared the prisoner's life: سرباز جان اسیر را بخشید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we crossed over from dover to calais: ما از دوور به سمت کلی عبور کردیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is cross: او لجباز است انجام دادن یا گفتن چیز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you cross me: تو منو پیچوندی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i waved and she crossed over: من دست تکان دادم و او از خیابان رد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm busy but i'll spare some time for you: مشغولم، اما برات وقت میذارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you spare 5 minutes to help me: میشه 5 دقیقه وقت بذاری تا کمکم کنی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you deserve to be happy: شما حق داری که خوشحال باشی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm cross with you: باهات قهرم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
way to go buddy you deserve it: دمت گرم رفیق، تو لیاقتشو داشتی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep a spare tire in your car for emergencies: برای مواقع ضروری، یک لاستیک زاپاس د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we didn't deserve win: ما استحقاق برد ( پیروز شدن ) نداشتی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cross organizational: سازمانی متقابل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you have a spare pen i can borrow: یک خودکار اضافی داری که بتونم قرض ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they didn't deserve that win: اونا سزاوار ان برد نبودن ( لیاقتش ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the old lady fell as she was crossing the street: زن مسن وقتی داشت از خیابان عبور می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please spare a couple of hours for me: لطفا یه چند ساعت از وقتت رو واسم خا ...
٨ ماه پیش