نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sun will rise at 6 am tomorrow: فردا خورشید ساعت 6 صبح طلوع می کنه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would be suicide: روی داده اما نافرجام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she holds a lot of authority in the company: او توی شرکت اختیار و قدرت زیادی دار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is my fault: مقصر من هستم؟!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a would be hero: قهرمان احتمالی/ کسی که امید دارد رو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm always down for an adventure: من همیشه برای یک ماجراجویی موافقم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lad has arrived as a premiership goalkeeper: اون پسر جوان موفق به کسب عنوان دروا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ready set hike: در بازی فوتبال آمریکایی: حاضر، به ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my new school is quite different: مدرسه جدید من بسیار متفاوت است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the leaves change color in the fall: برگ ها در فصل پاییز تغییر رنگ می ده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life is a set of seconds: زندگی مجموعه ای از ثانیه هاست set ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prices are expected to rise next month: انتظار میره قیمت ها ماه آینده بالا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you're down: اگه تو پایه ای
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you set the timer: ( می تونی تایمر رو ست کنی؟ ) یعنی ز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have to watch my weight: من باید مراقب وزنم باشم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hold a master's degree in economics: hold = داشتن یا دارا بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fault line of: خط جدا کننده fault= جدا کننده، گسل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not fair to judge someone by the way they look: درست نیست مردم رو از روی ظاهر قضاوت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after hearing about the charity event: بعد از شنیدن درباره رویداد خیریه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you arrive home safely: سالم به خانه رسیدی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a nasty break: یک شکستگی ( استخوان ) وخیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by the way i'm: راستی من . . . . هستم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please rise when the judge enters the courtroom: لطفاً وقتی قاضی وارد دادگاه میشه، ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need to set the temperature: ( باید دما رو ست کنم. ) یعنی دمای ی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
watch our house when we are out: وقتی بیرون هستیم مراقب خانه ما باشی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
schoolteachers have to meet certain standards: معلمان باید "رعایت کنند" استاندارد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold view: باور داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they earn quite a lot of money: آنها پول بسیار زیادی در می آورند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since i failed my exam: از آنجایی که در امتحانم رد شدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would you like to join us for dinner: مایلید برای شام به ما بپیوندید؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the package should arrive tomorrow: بسته باید فردا برسد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would be voters: رای دهندگان احتمالی/ کسانی که قصد د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and the term cell stuck: و اصطلاح سلول جا افتاد. ( بین مردم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a nasty injury: :یک جراحت نامطبوع
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set the price: تنظیم قیمت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an able child: کودک مستعد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wedding day finally arrived: روز عروسی سرانجام فرا رسید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he glanced nervously at his watch: او با حالتی عصبی به ساعت مچی اش نگا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stuck the paper with glue: او با چسب کاغذ را چسباند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a huge wave began to rise from the ocean: یه موج بزرگ از اقیانوس شروع به بالا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you meed her needs: ایا میتوانید نیازهایش را برطرف کنید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am down and don't feel like talking to anyone right now: ناراحتم و الان حس صحبت کردن با کسی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i printed out your tickets you're all set: بلیت هایت را چاپ کردم. همه چیز آماد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
would be actors and actresses: کسانی که قصد دارند در آینده هنرپیشه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i should set the table before our guests come: من باید قبل از آمدن مهمان ها میز را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what time will the train arrive: قطار چه ساعتی می رسد؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
although the curtain has now fallen on the republican era many of its values still remain: اگرچه دوره ( تصدی گری، حکمرانی ) جم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so he kept it to himself: به همین خاطر اونو پیش خودش نگه داشت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he saw many of his comrades fall in battle: خیلی از هم سنگران ( رفیقان ) ش رو د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here's your coffee you're all set: این قهوه شما. دیگه کاری نداری!
٨ ماه پیش