نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ignored the act: اون به روش نیاورد او به رویش نیاور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
four cards of same suit: چهار تا کارت از یک خال
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay off bullying jack: دست از قلدری بردار جک. ( قلدری رو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he shared his honest thoughts on the matter: او نظرات صادقانه خود را در مورد موض ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never worry: بی هیچ زحمتی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
very bad or of very low quality: خیلی بد و بی کیفیت Piss - poor ( i ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his explanation was lucid and easy to follow: توضیح او شفاف و آسان برای دنبال کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please bear with me as i explain: لطفاً صبر کنید تا توضیح بدهم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ignored the act: اون به روش نیاورد او به رویش نیاورد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he ignored her screams for help: مرد فریادهای زن را که کمک می خواست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was so rude i felt like slapping his face: او انقدر بی ادب بود که دوست داشتم ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was no doubt he was tight: شکی وجود نداشت که او کاملاً مست و پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
red suits you: قرمز بهت میاد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a variety of dishes were available to suit all tastes: انواعی از غذاها موجود بودند تا مناس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't even get around dust my feet: به گرد پام هم نمیرسی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a good job is hard to come by: به دست آوردن یه کار خوب، سخته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my secretary has threatened to leave: منشی من تهدید کرده است که می رود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make someone very angry or annoyed: کسی را خیلی عصبانی کردن Piss someo ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a good thought: این یک فکر خوب است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you worry too much: نگران اتفاقات بد بودن/ حواس جمع بود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just lay off will you: فقط بس کن، باشه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good friends are hard to come by: پیدا کردن یا بدست آوردن دوست های خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many people can die in a plane crash: مردم بسیاری میتوانند در یک سقوط هوا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you needn't worry about the exam: شما نیازی به نگرانی درباره امتحان ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're here then: بالاخره رسیدید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop your nonsense: حرف اضافه نزن چرت و پرت نگو پرت و پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
does anybody copy: کسی می شنوه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the plane rose high enough to clear the trees: هواپیما آنقدر ارتفاعش را بالا برد ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will leave the shirt: این پیراهن رو نمی گیرمش یا بر نمی د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you going to crash on the couch: میخوای روی مبل دراز بکشی ؟ crash = ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't need to worry about anything: نیازی نیست نگران چیزی باشی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are your thoughts: دیدگاهت چیه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the message was unambiguous and left no doubt: پیام بدون ابهام بود و هیچ شکی باقی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she cleared the exam: او امتحان را با موفقیت پشت سر گذاشت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come by to thank you: اومدم ازت تشکر کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't have to come if you don't want to: اگر نمی خواهید، نیازی به آمدن نیست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but warned that no power could stop it until then: اما هشدار داد "تا زمانی که آن موضوع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the instructions were clear and easy to follow: دستورالعمل ها واضح و آسان برای دنبا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to complain a lot especially about small things: غر زدن و شکایت کردن درباره چیزهای ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his success was evident from the results: موفقیت او از نتایج آشکار بود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are your thoughts on it: نظرت در موردش چیه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't feel easy about letting the kids go out alone: من درباره اجازه دادن به بچه ها که ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must finish your homework: شما باید تکالیف خود را تمام کنید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
severe human rights abuse: نقض شدید حقوق بشر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come by somewhere: یه تک پا به جایی اومدن ( منظور این ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you mustn't smoke in here: شما حق ندارید در اینجا سیگار بکشید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must tidy your room: تو باید اتاقت رو مرتب کنی Mustتر کی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear your throat: گلو صاف کردن ( اهم اهم )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her bright red dress was conspicuous in the crowd: لباس قرمز روشن او در جمع آشکار بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the then president: رئیس جمهوری وقت
٨ ماه پیش