نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was obvious that she was upset: واضح بود که او ناراحت است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a clear jump: پرش بدون اصابت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was clear to me that she was laying: برای من بدیهی بود که او داشت دروغ م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the answer was in plain sight all along: جواب همیشه در معرض دید بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thank you for the thought: از توجه شما ممنونم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company's policies are transparent and easy to understand: سیاست های شرکت شفاف و آسان برای درک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you get scared: ترسیدی ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the decision was clear cut and easy to make: تصمیم واضح و آسان برای گرفتن بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a clear conscience: وجدان راحت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
then he married: چندی بعد او ازدواج کرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his intentions were plain as day: نیت های او واضح مثل روز بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the apparent reason for the delay was bad weather: دلیل آشکار تأخیر، هوای بد بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had a very easy manner: او رفتار خیلی راحت و بی خیالی دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a thought occured to me: فکری به خاطرم خطور کرد/ فکری به کله ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was handsome then: آن وقت ها او خوش تیپ بود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the instructions were crystal clear: دستورالعمل ها کاملاً واضح بودند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we came home and found him asleep on the sofa: ما آمدیم خانه و دیدیم او روی کاناپه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is away till tuesday: تا سه شنبه نیستش away = اشاره به غا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she woke up and found herself in a hospital bed: او بیدار شد و خود را روی تخت بیمارس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they found him to be charming: او به نظر آنها جذاب آمد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how do you find the accused: این اتهامات را چگونه میبینی ( نظر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this tea is way hot: این چایی خیلی داغه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he could not have missed it: امکان نداره که ندیده باشه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the court found in her favour: اون دادگاه به نفع اون خانم رای داد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this coffee is way too hot: این قهوه خیلی داغه!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll miss your train if you don't hurry up: اگر عجله نکنی از قطار جا می مانی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
most of the money finds its way to the people who need it: اکثر اون پول ( سرانجام ) به آدمایی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's way taller than his brother: او خیلی قدبلندتر از برادرشه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really missed her when she went away: دل همه ی کسانی که او را می شناختند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is way taller than his brother: او خیلی قدبلندتر از برادرشه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i found the courage to speak: شجاعت حرف زدن ( با کوشش و تلاش ) بد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i still miss my old car: من هنوز دلم برای ماشین قدیمی ام تنگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that movie was way more interesting than the critics said: اون فیلم خیلی جالب تر از چیزی بود ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i keep meaning to write but never seem to find time: همچنان به نوشتن ادامه دادم، اما به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new phone is way faster than my old one: گوشی جدید خیلی سریع تر از گوشی قدیم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i missed my class this morning: من امروز صبح به کلاس نرفتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i found myself wondering why: متعجب بودم که چرا ( این وضعیت پیش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new phone's way faster than my old one: گوشی جدید خیلی سریع تر از گوشی قدیم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he missed the office party: او به مهمانی شرکت نرفت. منظور این ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's way more talented than i am at painting: او خیلی با استعدادتر از من در نقاشی ...
٨ ماه پیش