نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the height of something: اوج چیزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the children could not bear to see their parents are arguing: بچه ها نمی توانستند تحمل کنند که بب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the city lifestyle seems to suit her: به نظر می رسد سبک زندگی در شهر مناس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disproportionate attention: توجه نامتناسب
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think she is the one for me: فکرکنم اون همونیه که میخوام ( نیمه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the environmental group submitted a suit to stop the construction of the new factory: گروه محیط زیستی یک دادخواست برای تو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have left my phone at home: من گوشی ام را در خانه جا گذاشتم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to do something pointless or useless: کاری بیهوده و بی نتیجه انجام دادن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the schedule is tight: برنامه خیلی فشرده ست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to the one on westwood avenue: برو به اونیکه در خیابان وست وود The ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the coach laid down the rules from the first day of practice: سرمربی این مقررات را گذاشت از اولین ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he filed a suit against the company for unfair dismissal: او یک دادخواست علیه شرکت به دلیل اخ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got nothing left to lose: چیزی برای از دست دادن ندارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it suits me to start work at a later time: برای من مناسب است که دیرتر شروع به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how far along is she: چند وقته بارداره؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
because you are not even talking to me about them: زیرا حتی در شان هم کلام شدن با من ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the project is advancing well: پروژه به خوبی در حال پیشرفت است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry to: متاسفم از اینکه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remember you must not tell a soul: یادت باشه، به هیچ بنی بشری/جانداری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at half time the teams change ends: در نیمه، دو تیم جاهایشان را عوض کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am going to crash: من میخوام برم بخوابم. crash در زبا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she hadn't given a thought to max for some time: او مدتی بود که توجهی به مکس نکرده ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that light is blinding me: آن نور [روشنایی] دارد کورم می کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm glad i took the opportunity: خوشحالم که از این فرصت استفاده کردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i do not have to meet your expectations: من موظف نیستم به انتظارات شما پاسخ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
advanced technology: تکنولوژی پیشرفته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stock market crashed few weeks ago: بازار سهام چند هفته پیش سقوط کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i went into the bedroom to change: من به اتاق خواب رفتم تا لباس عوض کن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's thought to: تصور می شود که/ گمان می رود که
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the judge is bound to come by eventually: قاضی بالاخره حتما سروکله اش پیدا می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on maternity leave: من در مرخصی زایمانم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the coastal plain is interrupted by chains of large lagoons: دشت ساحلی توسط زنجیرهای تالاب های ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her talent was manifest from a young age: استعداد او از سنین پایین آشکار بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel like a swim: من هوس شنا کردم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got two essays to write and then my science project to finish: باید دو مقاله بنویسم و به علاوه بای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this was just a normal car crash: این فقط یک تصادف ماشین معمولی بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he made an advance on the project: او یک ( پیش پرداخت یا بیعانه ) برای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is thought to: تصور می شود که/ گمان می رود که
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she changed into her swimsuit: او لباس شنایش را پوشید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well here we are then: خُب رسیدیم بالاخره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gas and electric don't mix: گاز و برق باهم جور درنمیان mix= جور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear ending: پایان خوشایند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never mix: بدون هیچی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had a stroke that left her unable to speak: سکته اش باعث شد نتواند حرف بزند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come by after dinner: بعد شام یه سر بزن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't feel like it today: امروز حسش نیست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rules were explicit and left no room for confusion: قوانین صریح بودند و جای سردرگمی باق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i walk along the road: من در امتداد ( نزدیک ) جاده راه میر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear with me for a second: یه لحظه اجازه بدین ( چند لحظه صبر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just that once i sorried for her: فقط همین یکبار برایش متأسف شدم
٨ ماه پیش