نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
each company will bear haft the costs of development: هر شرکت نیمی از هزینه های توسعه را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you feel sick: احساس مریضی می کنی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's certainly looking very well: او مطمئناً بسیار خوب به نظر می رسد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a light summer dress: یک پیراهن تابستانه سبک
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is clear that: او آگاه است که . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me finish this job then we'll go: اجازه بده این کار را تمام کنم، پس ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could i come along with you: میتونم باهات بیام؟ منم بیام؟ میتو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
constant attention: توجه مداوم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm so sorry about last night it was all my fault: خیلی در مورد دیشب متاسفم، همه چی تق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a running jump: کور خوندی! خر خودتی! خودتی!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we've been tight since college: از دوران دانشگاه خیلی صمیمی بودیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a bit awkward around new people: او در حضور افراد جدید کمی دستپاچه ی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he advanced a new idea during the discussion: او یک ایده جدید را در طول بحث ارائه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
explain this poem to me: این شعر را برایم تفسیر کن !
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are dead kid: فاتحت خوندست، بچه!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thanks for letting me crash here: ممنون که گذاشتی اینجا پلاس شم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our ship changed course: کشتی ما مسیرش را عوض کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is getting weak: او در حال ضعیف شدن است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is troubling him: مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am wanted: من دعوت شدم من تحت تعقیبم منو خواست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my leg was painful and l wasn't sure it would bear my wight: پام درد می کرد و مطمئن نبودم که بتو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a person who brings a suit in a court of law: فردی که در دادگاه دادخواست ارائه می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be extremely poor: خیلی فقیر بودن Not have a pot to p ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please turn on the fan it is hot in here: لطفاً پنکه را روشن کنید، اینجا گرم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am on leave: من مرخصی ام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm so tired for searching for the one: خسته شدم از بس که دنبال نیمه گمشده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't interrupt us we're talking to each other: وسط حرف ما نپر , ما داریم با هم صحب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no way to escape the police we're done: راهی برای فرار از دست پلیس وجود ندا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how would you feel about moving to a different city: چه احساسی داری از اینکه داری به شهر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she played a key role in the dispute: او نقش کلیدی را در دعوا ایفا کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at a height of: در ارتفاع
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry that your husband lost his job: متاسفم که همسرت شغلش را ازدست داد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i turn off the light: من لامپ را خاموش میکنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i come along with you: میتونم باهات بیام؟ منم بیام؟ میتون ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was able to advance in her career quickly: او توانست به سرعت در حرفه اش پیشرفت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's dusting the tele: اون داره تلویزیون رو گردگیری میکنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must not tell a soul: به هیچ بنی بشری/جانداری نباید بگی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can we change seats: میشه جاهایمان را عوض کنیم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm going to crash: من میخوام برم بخوابم. crash در زبا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he doesnt paid attention to the book: او به کتاب توجه نمیکرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when he knocked at the door a pretty lady came out and kelly felt nervous: وقتی کِلی در خانه را زد، خانم آراست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's troubling him: مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on sick leave: من در مرخصی استعلاجی ام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the buzzer interrupted his thoughts: صدای زنگ تفکراتش را قطع کرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under clear blue skies: زیر آسمان آبی بدون ابر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no way to escape the police we are done: راهی برای فرار از دست پلیس وجود ندا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
energetic full of enthusiasm: پر از انرژی و شور و هیجان Full of ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my eyes feel really sore: چشم های من واقعا احساس سوزش دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm wanted: من دعوت شدم من تحت تعقیبم منو خواست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she trained as a teacher and then became a lawyer: او به عنوان یک معلم آموزش دید و ( ا ...
٨ ماه پیش