نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what else is on: بذارببینم دیگه چی هست؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
only when it suits him: اما تنها زمانی که برایش خوب باشد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was afraid she wouldn't be able to bear the pain: او میترسید که دیگه قادر به تحمل درد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to mock or tease someone: کسی را مسخره کردن Take the piss ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be of medium or average height: ارتفاع متوسط/میانگین داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am done studying for the day: درس خوندنم برای امروز تموم شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the one with scarf: همونی که شال داره؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's pretty light: خیلی سبک است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the president could've led the country much better: رئیس جمهور می توانست کشور خیلی بهتر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is the construction project coming along: پروژه ساخت و ساز چگونه پیش می رود؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finally realized the truth: او بالاخره حقیقت را فهمید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should wear more red it suits you: باید بیشتر رنگ قرمز بر تن کنید - به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road was blocked so we had to drive around the obstacle: جاده مسدود بود، بنابراین مجبور شدیم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're dead kid: فاتحت خوندست، بچه!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the agreement suits all the members of the negotiating team: توافق نامه مناسب همه اعضای تیم مذاک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a bit awkward around new people: او در حضور افراد جدید کمی دستپاچه ی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the clocks advanced by one hour for daylight saving time: ساعت ها به مدت یک ساعت برای صرفه جو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaves change color in autumn: برگ ها در پاییز رنگ عوض می کنند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a ring of mountains in which the town is pocketed: حلقه ای از کوه که شهر را احاطه کرده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they'll die when they're dead: آن ها به مجرد اینکه بی مصرف باشند خ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why wait for her to crash: چرا داری معطل میکنی که حالش بدتر بش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tell to explain nature: نقل می کنند برای توصیف طبیعت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attention to me: به من توجه کنید حواستون به من باشه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always leave my bag on the bus: همیشه کیفمو توی اتوبوس جا میذارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she turned on the radio to listen to some music: او رادیو را روشن کرد تا به موسیقی گ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what another things: دیگه چی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to waste money carelessly: پول را بیهوده خرج کردن Piss money ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the quality of being right or appropriate: کیفیت درست یا مناسب بودن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow somebody's lead: عین کار کسی رو دنبال کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the secretary led me to the exit door: منشی منو به در خروج راهنمایی کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never interrupt your enemy when he's making a mistake: وقتی دشمنت داره اشتباه میکنه مزاحمش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maybe there is not anybody out there for me: شاید اصلا همچین کسی وجود نداره برای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he can be very helpful but only when it suits him: او می تواند خیلی مفید واقع شود اما ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm done studying for the day: درس خوندنم برای امروز تموم شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to adjust the height of something: ارتفاع چیزی را تنظیم کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will lead my life to a better situation: من زندگی خود را به وضعیت بهتری هدای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he sucks: ریده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just want to lead a normal life: من تنها دلم میخواد یه زندگی نرمال ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's clear that: او آگاه است که . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money's tight this month: این ماه اوضاع مالی خرابه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry i didn't see you there: متاسفم، شما رو ندیدم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my uncle promises he will give up smoking: عموی من قول داد که او سیگار کشیدن ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a key factor in tackling the problem: عاملی مهم در مقابله با این مشکل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you two get along well: آیا شما دو نفر با هم کنار می آیید؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please give me your full attention: لطفا تمام توجه خود را به من بدهید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was working in the city then: من آن زمان در شهر کار میکردم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
must i give you my few pennies for food: یه چندرغاز پول داریم اونم بدیم چیز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't chase me: منو تعقیب نکن دنبالم نیا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she needs to dust the shelves: او باید قفسه ها را گردگیری کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am on sick leave: من در مرخصی استعلاجی ام.
٨ ماه پیش