ترجمههای حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)
پس اکیدا توصیه میکنم شب که خونه رسیدی، قشنگ ته و توش رو درآورده باشی.
باید حسابی مطلبو کاووش کنم فردا باید درسش بدم.
اطمینان حاصل کنید که قبل از جلسه مصاحبه زیر و بم شرکت را درآورده اید.
باید روی افعال عبارتی ( Phrasal verbs در زبان انگلیسی افعالی هستند که از ترکیب فعل با یک حرف اضافه یا قید ساخته می شوند. این افعال معمولا معنایی کامل ...
Swot کلمه ایست تحقیرآمیز که برای توصیف کسی که بسیار درس می خواند بکار می رود.
سرعت لندرور را کم کرد و بطرف خانه ویلایی مزرعه رفت.
جولیا مجبور بود تمایلش برای شانه کردن موهای آن مرد را سرکوب کرد.
میلی شدید برای گریستن بر من غلبه کرد.
هرگز نمی توانم در برابر وسوسه خوردن شکلات/خندیدن مقاومت کنم.
تمایلی ناگهانی برای کوبیدن قوری به دیوار احساس کردم.
نتوانستم جلوی خندیدنم مقاومت کنم ( نتوانستم برابر خندیدن مقاومت کنم )
تمایل به نگاه کردن تقریبا اجتناب ناپذیرست.
مشکلات قلبی باعث معافیت از انجام خدمت نظامی گردید.
بدلیل مشکلات سلامتی از انجام خدمت نظامی محروم گردیدند.
داوطلبانی که در هریک از امتحانات تقلب نمایند، از تمامی دیگر آزمونهایشان محروم خواهند شد.
دوورزشکار رده بالا، پس از مثبت شدن نتیجه تست مواد مخدر، از دور مسابقات قهرمانی محرومیت گرفند.
بازیکنان در گرماگرم رقابتها درصورت انجام اقدامات غیرورزشکارانه، اخطار می گیرند، جریمه می شوند و حتا ممکن است محروم شوند.
برنده مدال طلای وزنه برداری پس از مثبت شدن تست آنابولیک استروئید محروم گردید.
بدلایل فنی از دوررقابتها، محروم شد.
اگر کسی هنگام تقلب گیر بیفتد بلافاصله از امتحان محروم خواهد شد.
هرکسی که درحال تقلب شناسایی شود، بلافاصله از آزمون سلب صلاحیت می گیرد.
در شورا، بدلیل عدم حضور رد صلاحیت شد.
متهم به فساد بود واین بمدت سال اورا از انجام کاراداری سلب صلاحیت می کرد.
سن او، صلاحیت این کاررا از او می گرفت.
از شما درخواست می شود، تمامی اقدامات لازم را در خصوص تضمین امنیت مردم مبذول فرمایید.
درگیری منطقه ای بروزیافته تبدیل به نبردی سهمناک میشود.
در طول سخنرانی دور و دراز مدیر، افکارم پرت شدند.
رییس کمیته مردی پرچانه ایست و این هم کمی به طولانی شدن جلسه می افزاید.
دیده بودم که موهای مرد را انگار که پسربچه ایست بهم می ریخت.
ناتالی ، یقه تنگ پرچین اش را درست کرد ، صاف به چشمانم نگاه کرد وعبوسانه خیره ماند.
مثلا، جدا انتظار دارید موهای همکارتان را بهم بریزید و در مقابل دستی هم به پشتش نزنید؟
یقه باز پرچین دوردیفه ای دورگردنش را زینت می داد.
هیچ چیزی خلق و خوی آرام اورا بهم نمی ریزد.
ناگهان پرهای بدنش شروع کردند به بهم ریختن و تورم.