ترجمه‌های حمیدرضاخوش قامت آزاد (٨٩٣)

بازدید
٨٩٥
تاریخ
١ ماه پیش
متن
Old bees yield no honey.
دیدگاه
٥

زنبورهای پیر عسلی تولید نمی کنند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's very easy to yield to temptation and spend too much money.
دیدگاه
٥

بسیار آسانست که تسلیم وسوسه ها شد و پول زیادی خرج کرد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A brave man may fall, but he cannot yield.
دیدگاه
٥

شاید دلیرمردان سقوط کنند ولی تسلیم هرگز. ( تسلیم نمی شوند )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Weeds straggle over the garden.
دیدگاه
٠

علفها همه جای باغ پراکنده بودند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Keep up with the rest of us and don't straggle.
دیدگاه
٠

نزدیک بقیه ما بایستید و پراکنده نشوید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Close up . Don't straggle along.
دیدگاه
٠

نزدیک وایستا. جدانشو.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We straggle behind our years, hugging our childhood as if we could not tear ourselves away.
دیدگاه
٠

پس سالها می پراکنیم، طوری کودکیمان را درآغوش گرفته ایم که گویی نمی توانیم خودرا ازآن جدا کنیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Behind them, the pokey glycine ions straggle along as best they can (they do move, but with lower mobility than the chloride ions).
دیدگاه
٠

پشت سرآنها، یون های محبوس گلیسین به بهترین وجه ممکن پراکنده می شوند، ( قطعا حرکت می کنند ولی با تحرکی کمتر از یون های کلراید )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Yet sill we straggle to make a difference to change the world, to dream of hope.
دیدگاه
٠

با اینهمه، می کوشیم تفاوتی بیآفرینیم تا دنیارا دگرگون کنیم، امیدرا رویاپردازی کنیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Spartans: Why does our god straggle!
دیدگاه
٠

اسپارتانها:چرا خدایمان ما را می پراکند!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The long straggle between the strikers and their employers has not yet played out.
دیدگاه
٠

کشمکش طولانی بین اعتصاب کنندگان و کارفرماهایشان هنوز نتیجه ای دربرداشت.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
They were watched by a straggle of housewives and schoolchildren, and a photographer from the local paper.
دیدگاه
٠

عده پراکنده ای از زنان خانه دار و بچه مدرسه ایها و یک عکاس روزنامه محلی، داشتند نگاهشان می کردند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Soon the rest of the girls would straggle in, the mail would arrive and another week would be under way.
دیدگاه
٠

بزودی بقیه دخترا ها پراکنده می شدند، نامه ها می رسید و هفته ای دیگر درراه بود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Unpainted wooden buildings straggle along the main road out of town.
دیدگاه
٠

ساختمان های چوبی رنگ نشده در امتداد جاده اصلی بیرون شهر پراکنده بودند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The children were beginning to straggle in from the playground.
دیدگاه
٠

بچه ها شروع کردند به پراکنده شدن از زمین بازی. از زمین بازی متفرق شدند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The villages straggle in the mountains.
دیدگاه
٠

روستاها در اطراف کوهستان پراکنده می شوند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Some people stare at their screen and fidget.
دیدگاه
٠

بعضی از مردم به صفحه شان خیره می شوند و وول می خورند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
People don't actually fidget and look away when they're lying.
دیدگاه
٠

در واقعیت، مردم هنگام دروغ گفتن، بیقراری نمی کنند و چشمشان را نمیگردانند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
They tend to fidget and lose focus easily.
دیدگاه
٠

دلشان میخواست وول بخورند و براحتی تمرکزشان بهم بخورد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Romeo's father: Don't you feel fidget? should we go on acting? We are leading roles!
دیدگاه
٠

پدر رومیو :احساس بیقراری نداری؟ باید نقشبازی را ادامه دهیم؟ ما رُلهای اصلی هستیم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Michael's younger sister found him a fidget in church and thought it was fidgeting to excess.
دیدگاه
٠

خواهر جوانتر مایکل فهمید که او خیلی در کلیسا وول می خورد و باخود فکر کرد, بی قراریش رو به فزونیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
You must cobble together whatever both / and hybrid design will get the job done.
دیدگاه
٣

باید هردو را ترکیب کنید، طرح تلفیقی کاررا در می آورد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The hybrid of commonwealth, long ascendant, is waning.
دیدگاه
٣

ترکیب مشترک المنافع مدتهاست درحال صعود بود، رو به زوال است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The result is a hybrid virus that will multiply readily when given to humans but will not cause disease.
دیدگاه
٣

نتیجه ویروسی ست ترکیبی که هرگاه به انسان داده شود، بسرعت تکثیر می شود ولی باعث بیماری نمی شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Brownies are a hybrid, part fudge, part cake.
دیدگاه
٣

براونیز ترکیبی ست از شیرینی فاج ( شیرینی که از شیر و شکلات و قند درست می شود ) و بخشی هم کیک

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She could hardly resist the urge to turn and run.
دیدگاه
٠

بزحمت می توانست جلوی خود را بگیرد تا نچرخد و ندود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He had an urge to open a shop of his own.
دیدگاه
٠

خیلی دلش می خواست مغازه خودش رو باز کنه.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Tim's a terrible fidget.
دیدگاه
٠

"تیم" وول خور وحشتناکیه ( وحشتناک وول میخوره )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
What a fidget you are!
دیدگاه
٠

عجب وول خوری هستی تو!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The children grumble and fidget, getting more and more impatient.
دیدگاه
٠

بچه ها غرولند می کردند وُول می زدند و بیشتر و بیشتر بی قرار می شدند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Keith started to fidget, opening and closing his great hands.
دیدگاه
٠

"کیث" شروع به وول خوردن کرد، دستهای بزرگش را باز و بسته می نمود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
They fidget, sit on their feet and fold little fingers around stubby pencils, sweating out an exercise in mathematics.
دیدگاه
٠

وول میخوردند، روی پاهایشان نشسته بودند و انگشت های کوچولویشان را دور مدادهای زمخت پیچانده و سرحل تمرین ریاضی عرق می ریختند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
You' re such a fidget!
دیدگاه
٠

چقدر وول میخوری!

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It annoys me when you fidget!
دیدگاه
٠

هروقت وُول میخوری، اذیت میشم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
It's bad manners to fidget about at the table.
دیدگاه
٠

وُول خوردن سرمیزغذا کار زشتی است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The kids had started to fidget.
دیدگاه
٠

بچه ها شروع کردند به وُول خوردن.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
At last, it makes SWOT analysis to one logistics company and takes its strategic option.
دیدگاه
٠

در پایان، از تحلیلswot شرکت تدارکاتی می سازد و گزینه راهبردی آن را اتخاذ می نماید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Then, on the foundation of SWOT strategic analysis, the paper demonstrates four policies including human resource construction, precedent field, capital input and resource scheme.
دیدگاه
٠

پس برپایه راهبرد تحلیلیswot, این مقاله بیانگر چهار سیاست شامل، ساختار منابع انسانی، سوابق قبلی، ورود سرمایه و طرح انگاره منابع می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Notes: SWOT means Strength, Weakness, Opportunity and Threat.
دیدگاه
٠

نکته: حروف کلمهswot, , حروف اول واژه های انگلیسی: strengthقدرت، weakness ضعف، oppirtunity فرصت وthreat تهدید هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A hybrid type of society emerged, in which archaic social forces were harnessed to modern industrial techniques.
دیدگاه
٢

نوعی جامعه ی ترکیبی ظهور کرده که در آن نیروهای اجتماعی باستانی ( سنتی ) به تکنیک های صنعتی نوین چفت و بست شده اند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The hybrid stepping motor has two phases which are excited by positive or negative currents.
دیدگاه
٣

موتور پله ای، دو فاز دارد که جریان های مثبت و منفی تحریک می شود. موتور پله ای نوعی از موتور dc است که به صورت گسسته حرکت میکند. درون موتور پله ای چند ...

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A mule is a hybrid of a male donkey and a female horse.
دیدگاه
٢

قاطر دورگه ایست حاصل از الاغ نر و یک مادیان

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The new hybrid crops are much better at resisting disease.
دیدگاه
٣

محصولات هیبریدی جدید در برابر بیماری بسیار بهترند. ( بهتر عمل می نمایند )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The music was a hybrid of western pop and traditional folk song.
دیدگاه
٣

موسیقی ترکیبی بود از پاپ غربی و آهنگهای سنتی محلی

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The hybrid from a donkey and a horse is called a mule.
دیدگاه
٣

به دورگه حاصل از الاغ و اسب، قاطر می گویند. ( حاصل نتاج الاغ و اسب، قاطر است

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He was bookish, a swot and very close to his mother.
دیدگاه
٠

اون یه کرم کتاب، خرخون و خیلی نزدیک به مامانش. ( بچه ننه )

تاریخ
١ ماه پیش
متن
You must swot up your English.
دیدگاه
٠

باید انگلیسیت رو کند و کاو کنی.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
This is also known as a SWOT analysis.
دیدگاه
٠

به این تکنیک، روش تحلیلی swotنیز گفته می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
At school I certainly wasn't a swot, but I wasn't a layabout, either.
دیدگاه
٠

قطعا تو مدرسه خرخون نبودم، ولی بیخیال هم نبودم.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Strategic planners use techniques such as SWOT analysis.
دیدگاه
٠

برنامه ریزان راهبردگرا ( استراتژیست ) از تکنیک هایی مانندروش تحلیلیswotاستفاده می کنند.