پیشنهاد‌های امیررضالبافی (٦٦)

بازدید
٣٢٤
تاریخ
٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی برای طبقه خانواده های صاحب زمین و مرفه بریتانیا که از نظر جایگاه اجتماعی، معمولاً پایین تر از اشرافِ دارای عنوان ( nobility ) قرار داشتند.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ساختاری قدیمی برای گفتنِ : البته که. . . / نه اینکه. . .

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

با بی حالی و سستی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ردایی که برای آرایش یا راحتی پوشیده می شود

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

یک شخصیت در شعر معروف روزِتی است؛ زنی آسمانی که در بهشت بر لبهٔ آسمان خم شده و به معشوق زمینی خود می نگرد.

پیشنهاد
٠

وقت آزاد داشتن و فعلاً کاری برای انجام دادن نداشتن این عبارت اصطلاحی و قدیمی/ادبی است و در گفت وگوی امروزی طبیعی نیست. در انگلیسی امروزی معمولاً می گ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

یعنی با چیزی/کسی سر کردن و به ناچار کار را با همان پیش بردن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خطاب کردن ( بیشتر در متون قدیمی و ادبی ) : He was styled "Sir John" by everyone in the county همه در آن ناحیه او را �سر جان� خطاب می کردند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گاری فنردار برای حمل اثاثیه و بار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در استخدام خدمتکاران، یعنی برای یک دورهٔ آزمایشی به کار گرفته شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راه . . . . در پیش گرفتن مانند:turned down to the hotel. . . . راه هتل را در پیش گرفت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درمانگر آیینی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وابستگی مضاعف پیوند مضاعف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیوند مضاعف وابستگی مضاعف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هجوم حسی، تحریک حسی شدید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی دردی شنیداری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علوم درمانی طبابت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رهایی از تسخیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابسته به زمین زمینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تفکر گله ای ذهنیت جمعی ذهنیت توده ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کفاره های معنوی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افسون گری به بندکشیدن از راه افسون طلسم بندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختلال جهت یابی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرکوب روح یا تعدی روح حالتی است که در آن فرد احساس می کند توسط یک نیروی خارجی کنترل یا عذاب می شود، که اغلب به نفوذ شیطانی نسبت داده می شود و منجر ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بینی سربالا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهارت داشتن متبحر بودن وارد بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سینه فراخ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژۀ intoxicatingly یک قید است و از ریشهٔ intoxicating می آید، که به معنی �مستی آور� یا �افسون کننده به گونه ای که عقل را می رباید� است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دو مکانی بودن همزمان در دو مکان بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مغناطیس کننده آهنرباساز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رویاهای بشارت دهنده رویاهای خبردهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عمیق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر صوتی آهسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشگویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فال مردگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حالتی که در آن فرد دیگر قادر به مقابله با مشکل، موقعیت دشوار و . . . نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استرس جنگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گزارشهای دست اول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازوکار ماشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نابسامان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a state of heightened joy, exaggerated optimism, and restless excitement سرخوشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحریکهای حس سطحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نسبت داشتن با چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پدیدار شدن به طور ناگهانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حذف کردن به طور کامل از میان بردن به طور کامل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگ شکنی ( اصطلاح پزشکی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توجه بی دریغ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراهشیار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

روشن شنوی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

transitive verb 1 : to mark with intersecting lines 2 : to pass back and forth through or over intransitive verb 1 : to go or pass back and forth 2 ...

١