تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چورت در لهجه هزارگی به معنی فکر کردن عمیق و غور کردن است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در لهجه هزارکی معنی وش وُش= دیدن ، حواس جمع ، زیرک هزاره ها در لهجه گفتاری شان اوشیار ، وشیار تلفظ میکنند و در نوشتاری هوشیار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

وش در لهجه هزارگی وش= دیدن ، حواس جمع ، هزاره ها در لوظ شان هوشیار تلفظ نمی کنند بجایش میگویند اوشیار ، وشیار و در نوشتاری مینویسد هوشیار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شار در قدیم پسوند نام شاهان گرشستان بوده شاران گرشستان و شیران بامیان

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه هزارگی قی هم به معنی دست هست و بعضی مناطق هزاره نشین پا را قی میگویند و قیله هم به معنی ریز ریز یا ریزه کردن چیزی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه هزارگی همینه. بمعنی شگرد، فن، چگونگی کار کرد یک چیز، یا چگونگی انجام دادن چیزی، روش راه اندازه کاری، یا چیزی است. چلش. بحیث صفت بمعنی کاربرد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تندیس های که در زمان ورود لشکر اعراب در هژیرستان مرکز زابلستان پیدا میکردند و آنها میشکستاندن و زیور آلات اش را با خود میبردند و به دروغ میگفتن بت زو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بَیو در لهجه هزارگی شخصی مال دار و صاحب زمین و کسانی که اسب و بز و خر و گاو و گوسفند و شتر داره زیاد میگویند فلان بای و بای معنی باختن و شکست را هم م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تال در لهجه هزارگی شاخه های درخت که صاف و مستقیم باشد و برای نهال شانی مناسب باشد. و تاله سبزه زار که در کوه و کمر و دره باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تال در لهجه هزارگی شاخه های درخت و تاله به معنی سبزه زار که در کوه دره باشد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قرغیز ها ترک نیستن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم هزاره به آدمی که در اثر حادثه جانش ناقص شده باشد و یا مادرزادی ناقص باشد نیم کِله می گویند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هزاره ها به کسانی که نقص مادرزادی و یا در اثر کدام حادثه جسم شان آسیب ببینه و ناقص شوه میگویند نیم کِله شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نُل یا نول در لهجه هزارگی همان منقار مرغ و پرنده هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه هزارگی بِییَه =قد و قامت و بِیـَه = بیا بیریم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درود. در لهجه هزارگی قَید =تنگ و چِفت و کیپ هم معنی میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جفت، چیفت، کیپ، تنگ، قید در لهجه هزارگی بسیار کاربرد فراوان دارد