پیشنهادهای رضا گلین شریف دینی (٩٠٠)
رفیق اسیر، دوست گرفتار/ نوعی از رفاقت شدید و عاشقانه است که دو یار و معشوق با هم پیوند ناگسستنی و دائمی برقرار کرده اند به نحوی که در بند یکدیگر گرفت ...
وعده ناهار، زمان چاشت خوری/ یک اصطلاح عامیانه است که برای صرف ناهار و همچنین نوع غذا در این وعده یا میان روز در بین مردم و بخصوص کارمندان رایج است.
درستکار، کامل کار/ در یک اصطلاح کلی به کسانی اطلاق می شود که وظایف محوله و امورات مربوطه را به نحو صحیح و درست اجرا می کنند، از این جهت مورد خوشایند ...
مدل آوا، شکل صدا/ در واقع بیانگر چگونگی صحبت و طرز بیان گوینده است که به شیوه های مختلف؛ زیر، بم، کلفت، نازک، مخملی و. . . است.
اهدا کننده، پاداش دهنده/ به کسانی که مسئولیت اهدا کردن جوایز یا تقدیرنامه ها در ادارات، سازمان ها و شرکت های مختلف هستند در اصطلاح�تقدیم گر�می گویند ...
بیان رسا، سخنرانی واضح و روان/ در مواقع تعریف و تمجید از کسی که موضوعی را به درستی تشریح کرده باشد و یا سخنرانی موفقی داشته باشد به کار برده می شود. ...
مکمل آگهی نامه، در امتداد خبرنامه/ معمولاً برای تکمیل و یا توضیح یک خبر یا نامه و درخواست از عبارت �پیرو اطلاعیه� استفاده می شود. این مورد در مکاتبات ...
تاریخ ادیان، مبانی تفکر، تاریخ علوم/ یک اصطلاح کلی برای بیان تفکرات مختلف علمی و مذهبی در جهان است که به عنوان مبدع اعتقادات و اندیشه های مختلف در زن ...
تفکر فارسی، فرهنگ ایران زمین/ این کلمه ترکیبی نشان دهنده گستردگی فرهنگ و زبان ایرانی است که در اکثر مناطق آسیای میانه پراکنده شده و رگه هایی از آن در ...
توهم و خودستایی / کسی که بیش از حد خود را بزرگ جلوه داده و پیوسته توهم برتری دارد در واقع دچار نوعی بی روانی است که به مرور زمان باعث طرد او از اجتما ...
وقتی خم بشی، دولا شی/ در واقع نوعی رخست خواستن برای انجام کاری است و قید فوریت در آن وجود دارد. مثال؛ تاتاشی طرف کارش رو انجام داده است، این شغل آن ق ...
نزدیک، وردست، کنار/ در اکثر گویش های زبان فارسی دیم به معنی نزدیک یا صورت است. پَر هم از پراکنش و همراهی می آید. ترکیب دو کلمه�دیم پَر� به معنای نزدی ...
باطنم، در وجودم/ معمولاً کسانی که توانایی انجام کاری را دارند زودتر از همه پیشقدم می شوند و آن را به سراجام می رسانند. در واقع ماهیت انجام کار در آنه ...
افتخار گویش، آبروی زبان/ زبان و گویش مردمان مناطق مختلف جهان در بین آنها عزت و جایگاه ویژه ای دارد به نحوی که گاهی اوقات برای قسم خوردن به شرف زبان م ...
کار زنانه، راحت کار/ به کارهایی که مختص زنان است و برای آنان تعریف شده است در اصطلاح �زن کار� می گویند. معمولاً انجام کارهای ظریف و باحوصله به زنان ...
به پیشگاه، به دیدار، به خدمت/ بیانگر نوعی تعارف و آداب و معاشرت مودبانه است. معمولا هنگام ملاقات با شخص بزرگتر و با جایگاه اجتماعی بالاتر از اصطلاح ا ...
ابتدا تا انتها، اول تا آخر/ وقتی بخواهند کلیت و چگونگی انجام کاری را بگویند و برای مجریان و کارگران تشریح کنند از عبارت �دُم تا سر� استفاده می کنند، ...
نفخ مداوم، خروج باد پی درپی از بدن/ کسانی که بر اثر مصرف برخی حبوبات مثل لوبیا و نخود دچار نفخ معده می شوند بادهای پی در پی از روده آنها دفع می شود ک ...
بخت یاری کنه، قسمت باشه/ در انجام برخی از کارهاممکن است خودمان را به قضا و قدر بسپاریم و بگوییم اگر شانس ما بگیره و فلان چیز را به دست بیاوریم، اوضاع ...
شکست من، نابودی من/ در مواقع بدبیاری، ورشکستگی و به بیراه رفتن که منجر به از دست دادن مال و جان می شود، فرد متضرر برای توضیح واقعه ابتدا و در یک کلام ...
حال بد، روان بهم ریخته، بی حسی، بی رمقی/ کنایه ای است از احوال نامناسب در برخی از روزها و ایام که ممکن است به خاطر شرایط ناخواسته ایجاد شده باشد، در ...
فرصت باشه، موقعیت مناسب باشه، اگه شانس باشه / یک جمله کوتاه شرطی است که در مواقع انجام کار یا برنامه ریزی برای کار یا هدف استفاده می شود؛ اگه فرصت پی ...
زمان بی نتیجه، روز بی هدف/ ناکامی و یا شکست در برخی از روزها علیرغم برنامه ریزی برای انجام کارها و همچنین بی برنامگی و بی هدفی در یک روز از دیدگاه ع ...
آینده، روزهای بعد/ در مواقع شرطی کردن کاری و بیشتر در مواقع قول و قرارها و زمان خواستن برای وظایف محوله از کلمه�فرداها� استفاده می شود.
آویزان، علاف، ولگرد/ پلاس در اصطلاح عامیانه به معنای ولگرد و بدون هدف هم معنا می دهد. معمولا این گونه افراد در همه جا پرسه می زنند و خبر چینی هم از ...
ستم کش، عذاب به سر/ به کسانی که پیوسته درد و غم زیادی را به خاطر، زندگی، بیماری، خانواده و. . . تحمل می کنند در اصطلاح �عذاب کش� می گویند.
سخت جان، احتضار، نیمه جان/ این اصطلاح در مورد انسان ها و موجوداتی به کار می رود که در حالت نیمه جان یا کما هستند و به سختی نفس آنها در می آید که حال ...
پاداش دار، دارای انعام/ معمولاً در طول برگزاری مراسم ها و برنامه ها مسابقات ویژه هم در نظر می گیرند که همراه با جایزه و پاداش است و مجریان مراسم سوال ...
تعمیرات تخصصی، راه اندازی خاص/ اگر بخواهند دستگاه یا وسیله ماشینی و الکترونیکی را تعمیر، تنظیم و یا راه اندازی کنند از اصطلاح �تنظیمات ویژه� استفاده ...
بخت موفقیت، اقبال برنده شدن/ این عبارت در جریان مکالمات گفتاری و نوشتاری بیشترین کاربرد را دارد بخصوص اگر مسابقه جوایزداری برگزار شود، عبارت �شانس د ...
نظرات مخاطبان، عقاید استفاده کنندگان/ در مواقع نظرخواهی از دیگران یا مخاطبان خاص در مکاتبات یا دستورات اداری و سازمانی از عبارت رایج�پیشنهادات کاربر ...
پیشقدم باشید، پیشگام شوید/ یک نوع جمله کوتاه امری و در عین حال تعارف وخواهش است که از طرف مقابل خواسته می شود برای انجام کاری ( معمولاً خیر ) به عنوا ...
ذهن خراب، مخل تعطیل، دیوانه/ به کسانی که تعادل روانی مناسبی نداشته و بی دلیل هذیان و دشنام می گویند در اصطلاح عامیانه�مُخ تَره�می گویند.
محل درآمد، جایگاه تجارت/ به مراکز تجاری و سایت هایی که مکان خرید و فروش، جابه جایی پول و کسب آمد و منفعت برای مردم است در اصطلاح �سودگاه� می گویند.
امامان چهارگانه/ این عنوان توسط علمای اهل سنت به کار می رود و بیانگر اعتقادات آنها است. از نظر این دسته از علما بعد از رحلت پیامبر اسلام تنها چهار ش ...
معیارهای گزینش، ویژگی های مورد نظر / معمولاً در امور استخدامی و گزینش ادارات و شرکت ها از این اصطلاح استفاده می کنند و منظور از آن داشتن شرایط لازم ...
یگانه سوز، دارای یک باک سوخت واحد/ این اصطلاح مختص وسایل نقلیه دارای موتور احتراقی است که با سوخت واحد کار می کنند و مخازن جداگانه ای برای استفاده از ...
الکی مقدس، مذهبی ماب/ نوعی توهین و تمسخر به طرف مقابل است که علیرغم داشتن محاسن و ظاهرسازی مذهبی، متقلب است و با دروغ پردازی و ریا امورات خود را می ...
کله شق، سخت سر، ضد صربه، فولاد نما / کسانی که بسیار قوی، استوار و در عین حال خشن هستند و بخصوص ضربات سر محکمی دارند و به واسطه همین خصلت با موانع مخ ...
تنگ نظرها، بدخواه ها/ کسانی که طاقت دیدن پیشرفت دیگران را ندارند و تلاش آنها تخریب طرف مقابل با انواع و اقسام حرف، حدیث، بی احترامی و غیبت است در گر ...
خیلی دور، مسافت طولانی / برای اشاره به مکان ها و مسافت های خیلی دور در گویش عامیانه از عبارت �دور دورا� استفاده می شود.
بُورخِس: برو بخواب یک جمله امری است که از ترکیب دو کلمه بُور به معنی برو و خِس به معنی خوابیدن است. اگر این دو کلمه را در کنار هم قرار دهیم و یکپارچه ...
آدم با مرام، قدرشناس، دستگیر/ به افرادی که خلق و خوی بزرگ منشی داشته و پاسخ محبت و کار نیک را فراموش نمی کنند و در عین حال مهربان و رازدار هستند، در ...
درگیری فکری، تفکر بیش از حد / اگر کسی به علت مسائل و مشکلات کاری و گرفتاری های زندگی افسرده شده و یا با خودش حرف برند در اصطلاح می گویند؛ دچار مشغول ...
طاقت من تمام شد، حوصله اش را ندارم، کلافه شدم / در مواقع انتظار و تحمل بیش از حد برای دیدن، شنیدن، آمدن، رفتن و به طور کلی رسیدن به هدفی از جمله �صبر ...
تمام شدن ماه و سال، کمبود وقت و زمان در مواقعی که کارها عقب افتاده باشد و زمان هم محدود باشد، به کنایه می گویند؛ سال و ماه سر شد ولی ما هیچ کار نکردی ...
مسئولیتش زیاده، خرجش زیاده/ به کسی که مسئولیت بزرگی را بر عهده دارد و اکثرا فعالیت بدنی و مشغولیت ذهنی دارد در حالت طنز و کنایه می گویند؛ فلانی کوله ...
خرناس کشی، چرت زنی، خماری / معمولا یکی از علت های بد خوابیدن است و در مواقع خستگی بیشتر بروز می کند و یا حالت کسی که به علت اعتیاد به مواد مخدر به خ ...
از خود بیخود شدن، بی توجه به اطراف بودن، خیالاتی شدن/ اگر خبر خوشحال کننده ای به یک نفر می رسد و خوشحالی زیادی از خود بروز دهد، یا دلش هوای چیزی یا ...
از طرف من خدا نگهدار، من دیگه می رم در مواقع جدا شدن دو نفر از یکدیگر و یا اتمام صحبت تلفنی یکی از چند نفر با یک نفر اصلی یا هدف مکالمه به کار می رود.