پیشنهادهای یاسر عینی مهران (١٧)
٣٠
٣ ماه پیش
٠
ویروس تبخال
٨ ماه پیش
١
زندگی میکرد
١١ ماه پیش
٠
رقص جیگ
١١ ماه پیش
١
ناراحت بودن
١١ ماه پیش
٠
مملو از ، سر شار از
١ سال پیش
٠
تولید کردن
١ سال پیش
٠
خودشیرینی کردن
١ سال پیش
٠
نتیجه دادن
١ سال پیش
١
بر دوش کسی بودن؛ Foisted upon them بر دوش آنها بود.
١ سال پیش
٠
به معنی فراخوانده شد، احضار شد: Called up for army service فراخوانده شد برای خدمات ارتش
١ سال پیش
٠
به معنی رد کردن یا نپذیرفتن: Iudge repulsed his plea for leniency قاضی، درخواست او را مبنی بر ملایمت رد کرد.
١ سال پیش
٠
نقش زمین کردن : Pubch the manager, knockingthem off their feet مشتی به مدیر زد و او را نقش زمین کرد
١ سال پیش
٠
معنی حقیقت هم میده مثلا: Felicitous expression حقیقت خوشحالکننده
١ سال پیش
٠
بستنی شکلاتی
١ سال پیش
-١
لقب اشرافی
١ سال پیش
٠
پوزخند زدن