پیشنهادهای یاسر عینی مهران (١٢)
١
١ ماه پیش
٠
تولید کردن
١ ماه پیش
٠
خودشیرینی کردن
١ ماه پیش
٠
نتیجه دادن
١ ماه پیش
١
بر دوش کسی بودن؛ Foisted upon them بر دوش آنها بود.
٢ ماه پیش
٠
به معنی فراخوانده شد، احضار شد: Called up for army service فراخوانده شد برای خدمات ارتش
٢ ماه پیش
٠
به معنی رد کردن یا نپذیرفتن: Iudge repulsed his plea for leniency قاضی، درخواست او را مبنی بر ملایمت رد کرد.
٢ ماه پیش
٠
نقش زمین کردن : Pubch the manager, knockingthem off their feet مشتی به مدیر زد و او را نقش زمین کرد
٢ ماه پیش
٠
معنی حقیقت هم میده مثلا: Felicitous expression حقیقت خوشحالکننده
٧ ماه پیش
٠
بستنی شکلاتی
٨ ماه پیش
٠
لقب اشرافی
٩ ماه پیش
٠
پوزخند زدن