پیشنهاد
٠

وارد رقابت سیاسی / انتخاباتی شدن ، وارد گُرد سیاست شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

throw /pour cold water: آب پاکی را ریختن، تو ذوق کسی زدن، دمغ کردن، حال گیری کردن. این اصطلاح از ریختن آب سرد بر روی آتش که باعث خاموش شدن اش میشه گر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگه بهتر تر😂، چه بهتر دیگه، فبها، نور علی نور دیگه!!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تصمیم بی برو برگشت گرفتن، کار از کار گذشته ، کاریه که شده، دیگه نمیشه کاریش کرد!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر ذره بین بودن ، مضنون ، سوژه، مورد سو ظن بودن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از قانون تبعیت یا پیروی کردن، اطاعت امر کردن، سر به زیر بودن در مقابل قانون

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سست بنیاد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی پایه و اساس، مثل تار عنکبوت متزلزل، بدون آمادگی ، بدون آماده سازی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل برق و باد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بد تلقی شدن از سوی جامعه، اتیکت ناجور خوردن از جامعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مورد قبول ( عامه ) واقع شده ، پذیرفته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بهترین نمونه ، مثال بارز، الگو ، سرمشق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جواب سر بالا دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خواب دیدی خیره، زهی خیال باطل ، به دلت صابون نزن، کور خوندی، اصن فکرشم نکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خارج از توان ، خارج از تحمل . به جای out of میشه beyond گذاشت و باز هم همون معنی رو میده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همرنگ جماعت شدن . مترادف : when in rome , do as romans do

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کنج عزلت، در پیله به سر بردن، ز غوغای جهان فارغ

پیشنهاد
١

این خط و این نشان