تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داراز هنگام، بلند هنگام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

حرم برابر پارسی اش می شود گنبد حرم ح داره که عربی است ولی گنبد گ داره که نشون میده پارسی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درشت پیکر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زهرین شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برابر پارسی آن می شود اژدها که از واژه آژدهاک میاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نمایه

پیشنهاد
١

توتالیتاریسم یعنی حکومتی که در تلاش است که ایدعولوژیک اش را در کل جامعه حاکم کند برابر پارسی آن میشود تمامیت خواهی ، ولی اگر پارسی تر بگمش میشود یکسر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

همچیز خواه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگارندگی، نگارشگری، نگارکشی، نخشگری، نخش کشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگارنده، نگاره کش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نگارشگری، نگارندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

متغیر واژه ای عربی است که به چیزی که کارش تغییر کردن است اشاره دارد در زبان پارسی ما پسوند نده رو داریم که بسیار پر کاربرد است که به چیز یا کسی اشار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دگرنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه دگرگون شونده بسیار دراز است بهتر است گون میانی اش را برداریم و بگوییم دگرشونده یعنی از چیزی به چیز دگر می دگرد دگرشونده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از آنجا که این واژه ضد ضربه از دو بخش ضد به چم پارسی پاد و ضربه به چم پارسی زنش ساخته شده است چم دقیقش پادزنش میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نرجس برگرفته از نام پارسی نرگس است نرجس معرب شده نام نرگس است در میان دادو ستد فرهنگی که میان دوزبانه صورت میگیرد نام ها نیز دادو ستد میشود چگونه ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرگشته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خفاش از خوف عربی میاد پس عربی است یعنی جانوری که در جای خوفناک و ترسناک زندگی میکند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرکننده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارتجاع ریشه رجع یعنی برگشت آهنگ افتعال به چم پارسی واپسگرایی، واپسگشت، بازبرگشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

منفجر کرد، ترکاند منفجر شد، ترکید منفجر میکند، میترکاند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترکمان، ترکیدگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترکیدگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

گذر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

نقش برگرفته از واژه پارسی نخش است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرو کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

واپس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوسفند واژه پارسی که دگرگون یافته واژه گوسپند است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تن به تن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بایسته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان انگلیسی به شاهزاده مرد پرنس میگویند و پرنسس س مونث داره یعنی شاهزاده خانم پس معنای دقیقش شاهزاده خانم یا شاهدخت است نه دختر زیبا از آنجا که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وفا کردن برای نمونه به عهد خود عمل کرد به عهد خود وفا کرد عمل نکرد وفا نکرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنش گیری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بن ماضی گریخت یعنی فرار کرد بن مضارع گریز یعنی فرار می گریخت فرار میکرد می گریزد فرار میکند فرار یک فعل ناقصه که نیاز به فعل کمکی داره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرفتنی، سزاواری، پذیرفتگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک تنه یکدونه ای

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

همانندی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جدید هم عربی است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دورو بره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دریچه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کناه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نخش ها، نگاره ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه مواد پارسی است که جمع واژه ماده است که به نادرستی با جمع مکسر عربی جمع بسته میشود که درستش ماده ها است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زیگ زاگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیربار، رگبار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

نشانگاه، جانشان، رهنشان، نمودار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دگرریختی