تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از بهرِ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به علی سابقی: دیسه ی `زیو` به پارسی نو هم رسیده، خیام در نوروزنامه می گوید: ". . . و دیر زیو با خوی هژیر. . . "

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معذور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

در پاسخ به کاربر hoseyn. افسوسمندانه زبان رسمی پیرو گویش تهرانی شده، بجای اینکه گویشها پیرو زبان رسمی باشند، که بکاربری واژه هایی که در همه گویشهای ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزادی کردن به معنای سپاسگزاری گردن که در پارسی میانه بسیار رایج بوده و در پارسی نو هم آمده. شها، به جشن فروردین به ماه فروردین، آزادی کن بر یزدان و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما واژه پدیسار را در پارسی داریم که به معنای resumption است. پدیسار. [ پ َ ] ( اِ ) بر سر کاری رفتن که پیش از این شروع در آن کرده باشند؟. ( برهان ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در پارسی ما فعل نِگَندن یا نکندن را داریم که معنای دفن کردن را می دهد. ریشه شناسی این واژه از پیشوند نِــ - به معنای `پایین، زیر` که در واژه های نوشت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیادگان. [ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ پیاده. مقابل سوارگان. خش. ( منتهی الارب ) . رجاله. بنوالعمل. ( منتهی الارب ) . شوکل. ( منتهی الارب ) : پیادگان با سلا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درخورترین برابر برای این واژه به صورت اسم همان آماج است. لیک وقتی این واژه فعل باشد با عبارت دراز، شلخته و دست وپاگیر `هدف قرار دادن` ترجمه می شود. پ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نگر من برابر خوبی برای resume است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به کاربر تهمورث دیوبند، هستومند از پارسی میانه استومند astōmand می آید. همچنین می توان بین دو معنای هستن فرق گذاشت با دادن معنای وجود داشتن ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افگانیدن شکل دیگری از افکندن است و افکندن در پارسی به معنای سقط جنین به کار میره و نیز به معنا فسخ کردن، تغییر تصمیم کردن، ترک کردن و رها کردن ( که ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افگانیدن شکل دیگری از افکندن است و افکندن در پارسی به معنای سقط جنین به کار میره و نیز به معنا فسخ کردن، تغییر تصمیم کردن، ترک کردن و رها کردن ( که ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افگانیدن شکل دیگری از افکندن است و افکندن در پارسی به معنای سقط جنین به کار میره و نیز به معنا فسخ کردن، تغییر تصمیم کردن، ترک کردن و رها کردن ( که ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هَردن به معنای آرد کردن است در گویشهای پیرامون شیراز. به احتمال زیاد از پارسی میانه آردن که به همین معنیست و واژه آرد از آن می آید. مثال: گندم را به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

اگر گوالیدن و گوالاندن را برابر Develop بگیریم، بدین سان خواهیم داشت: گوالیدن، گوالاندن Develop گوالش Development گوالشی Developmental گوالنده Devel ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازافروختن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

من در متون پارسیگ به واژه تم توهمگان ( تم تخمگان/آنان که از تخمه ی تاریک، که به دژآفریدگان اهریمن که دیوان و دروزان و بزگان باشند گفته می شود ) برخور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترس افروز، به ریخت جنگ افروز warmonger پس بدین سان داریم ترس افروز fearmonger ترس افروختن to fearmonger ترس افروزی fearmongering

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترس افروز، به ریخت جنگ افروز warmonger پس بدین سان داریم ترس افروز fearmonger ترس افروختن to fearmonger ترس افروزی fearmongering

پیشنهاد
٠

هُش داشتن ( هوش داشتن ) برابر درخوری برای این اصطلاح است. هش داشتن - [هُ تَ] ( مص مرکب ) متوجه و ملتفت بودن. ( یادداشت مؤلف ) . مراقب و مواظب بودن ...