افگانیدن

لغت نامه دهخدا

افگانیدن. [ اَ دَ] ( مص ) افکانیدن. سبب افکندن شدن. ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد کاربران

افگانیدن شکل دیگری از افکندن است و افکندن در پارسی به معنای سقط جنین به کار میره و نیز به معنا فسخ کردن، تغییر تصمیم کردن، ترک کردن و رها کردن ( که به معنای دیگر abort بسیار نزدیک است ) ، پس می توانیم افگانیدن را برابر to abort بنهیم. همچنین افگانه به معنای جنین سقط شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

اگر این را بپذیریم میتوانیم مشقتات زیر را بداریم:
افگانش Abortion
افگانا Abortive

سقط کردن.
To abort.