پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٤٦)
به اندازه گذران زندگی پول داشتن
صدای سرخ شدن جیلیز و ویلیز
بازسازی تغییر سبک و ظاهر نوپردازی
هرچی فکر میکنم یادم نمیاد هیچی به ذهنم نمی رسه
تمومش کن دیگه
سرم خیلی شلوغه
حواسم بهت هست
ازت توقع داشتم ازت بعید بود
بزرگ کردن یک موضوع کوچک سروصدای زیادی برای یک مشکل بی اهمیت از کاه کوه ساختن جنجال بیخودی راه انداختن سروصدا برای هیچ
بیشتر ضرر دارد تا فایده ضررش بیشتر از منفعتشه
باید عقلم می رسید
ناقص العقل
پرت و پلا گفتن
آدم ناجور شخص مرموز آدم ناباب
مچ کسی را گرفتن کسی را غافلگیر کردن
از شدت تعجب یا زیبایی نفس کسی را بند آور ن ( شوکه کردن )
کسی را به شدت شگفت زده و غافلگیر کردن ( معمولا بار مثبت داره )
بزن به چاک!
آدم حسود و بخیل
داغون قراضه
متلکِ بی ارزش
خاله زنک بازی درآوردن
هیچ پوچ پشیز چیز بی ارزش
به فکر کسی رسیدن به ذهن کسی خطور کردن به ذهن کسی متبادر شدن
من از حقم کوتاه نمیام
دل به دریا زدن تصمیم گرفتن
هنوز دو دلم
عقل که تقسیم می کردن تو دستشویی بودی! اونموقع که داشتن ادب و شعور و تقسیم میکردن تو تو صف دستشویی بودی!
کبود شدن ( از شدت عصبانیت )
یک موضوع کاملا متفاوت
حرف زدن تا زبان مو درآوردن
سریع و با هیجان حرف زدن
افسرده شدن
مسئولیت سنگین به عهده داشتن کار سختیه که به اندازه یه آدم موفق خوب باشی
نظرم عوض شد
بکش کنار!
با شکوه برگشتن با قدرت برگشتن خیلی خفن برگشتن
دیگه هیچ کاری باهات ندارم
حالت دار کردن ( موها ) حالت دادن به موها
کاری را راه اندازی کردن
تلاشت رو تحسین میکنم حتی اگه نتیجه عالی نبود کارت عالی بود
تمام تلاش خود را کردن از ته دل و با تمام توان تلاش کردن همه چیز خود را گذاشتن از جون و دل مایه گذاشتن
زیاده روی کردن در جبران ضعف و اشتباه بیش از حد جبران کردن
ردیف کردن جور کردن
هر جور حساب کنی اشتباهه
کلا غلط برداشت کردی
کیف اسناد و مدارک
الان عینک رو گذاشتن
عینک به چشم داشتن
مرغ همسایه غازه همه چی از دور قشنگ تره