پیشنهادهای Elisa (١٦)
٧٥
٢ سال پیش
٠
وارد بحث شدن، وارد مناقشه شدنGot into an argument
٢ سال پیش
٠
منظور کسی را گرفتن، منظور کسی را متوجه شدن
٢ سال پیش
٢٤
دارا بودن، در برداشتن، ارائه دادن
٢ سال پیش
١
دستگاه ارتباطی
٢ سال پیش
٠
Usher in. وارد عمل شدن، دست بکار شدن
٢ سال پیش
٤
Pack up بسته بندی کردن
٢ سال پیش
٢
فعالیت های تحصیلی
٢ سال پیش
٠
فرضیه ی عقلانی
٢ سال پیش
٤
Very fashionable Example:these jackets are all the rage. این پیراهن ها مد روز هستند.
٢ سال پیش
١
جدا کردن، دور کردن
٢ سال پیش
٠
به ارث بردن
٢ سال پیش
٠
نقل مجلس
٢ سال پیش
٢
سبک زندگی جایگزین٫ سبک زندگی غیرمعمول
٢ سال پیش
٠
از بین بردن، از شر چیزی خلاص شدن ( با عرق کردن )
٢ سال پیش
٧
محدود شدن، کوچک شدن، جمع شدن
٢ سال پیش
٠
اقدامات پیشگیرانه
١