جدیدترین پیشنهادها
٥ روز پیش
٠
bin به معنی "دسته یا بازه" هم هست در آمار و احتمال و فعلش هم میشه "دسته بندی کردن" بطور مثال binning data یعنی داده ها را دسته بندی کردن
١ سال پیش
٠
Stop overreacting تمومش کن ( کنایه به اینکه گندش نکن ) ، بسه
١ سال پیش
١
اصطلاح: خشکم زد، مات شدم، ماتم برد، نفسم بند اومد معنی: اون چیز یا اون حرف باعث شد نفسم بند بیاد یا مات بشم یا خشکم بزنه
٢ سال پیش
٠
Took good care of us اصطلاحا یعنی: هوای ما رو داشتن
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
١
رأی
١٤٣
بازدید
١
رأی
١
پاسخ
٣٥١
بازدید
٠
رأی
١
پاسخ
٥٠٩
بازدید
A:Are blue glasses useful? i mean, will they go with their other stuff?? B: now that you mention it, idont think blue is a good idea
٢ سال پیش
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.