دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
خصی یعنی خایه ای کسی یا حیوانی که تخمشو کشیدند آخته یعنی کشیده ربطی به خنثا نداره
کوخcoghهم بمعنی سرفه یا کلش است هم بمعنی جرقه وچخماق یعنی جرقه سازcogh make چوخماق یعنی جرقه ساز - - ماق همان ماک فارسیه که امروزه در انگلیسی میک میگن
این العطار یک ترک خره مثل آرش کیانی که اروجعلیه اسمشو کیانی گذاشته اینا تفاله های پانترک هستند که با هر نظر ۴ صفحه کتاب دهخدای ترک ونورایی ترک وعمید ...
دوستان گرامی عیب معرب ebb است بمعنی خراب شدن رو به خرابی وزوال رفتن. . . . ولی فرهنگها یکی از یکی کجتر و ناقص ترند عربها همه کلماتشان را ازفارسی گرفت ...
دوستان گرامی لطمه معرب لت مه است لت یعنی زدن وکوبیدن است ومه پسوند کم وکوچک ودرکل لتمه یعنی زدن کم وکوبیدن کوچک . . . . . فقط عربا آنرا با ط نوشتند م ...
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
به نام خدا با سلام، در ادارات و سازمان ها اغلب برای تشکیل کارگروه های مختلف از واژه «کمیته» استفاده می شود. در برخی موارد به کار گیری واژه جایگزین «کارگروه» از نظر معنایی مشکلی ایجاد نمی کند ولی در ...
commitedd یعنی متعهد شد پس متعهدرا به فارسی پابند هم میشه گفت
نمیدانم به چه دردت میخوره چندروزه شک دارم بگم یانه بهرحال سنگیچ به معنی غمدار شدن؛ غصه خوردن است واحتمالا دراین محل حادثه شومی برای افراد محل رخ دادهاست - sanguish
نوشتم نمیدانم چرا ثبت نشدسنگیچ بمعنیغم وغصه دار شدنه شاید حادثه بدی در محل رخ داده sanguish
ایرانیها وقتی برا عربی قانون وقالب مینوشتند یکی استفاده از حروف بود قریب یعنی نزدیک وغریب یعنی دور وبیگانه....درفارسی هم مشابه اینو داریم مثلا باغ دست کاشت وغاب یعنی درختان طبیعی-در یعنی وارد کردن و رد یعنی بیرون کردن- بازم هست که از دست تاراج دررفته...
کلمه اصلی واساسی معرب essaly است خودتان میتوانید با این کلمه بقیه را بسازید