دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
-١٢٠
رتبه
رتبه در دیکشنری
٠
لایک
لایک
٦٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١٧١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١٨٣
رتبه
رتبه در بپرس
٧٦٢
لایک
لایک
٢١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٦

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

خصی یعنی خایه ای کسی یا حیوانی که تخمشو کشیدند آخته یعنی کشیده ربطی به خنثا نداره

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

کوخcoghهم بمعنی سرفه یا کلش است هم بمعنی جرقه وچخماق یعنی جرقه سازcogh make چوخماق یعنی جرقه ساز - - ماق همان ماک فارسیه که امروزه در انگلیسی میک میگن

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

این العطار یک ترک خره مثل آرش کیانی که اروجعلیه اسمشو کیانی گذاشته اینا تفاله های پانترک هستند که با هر نظر ۴ صفحه کتاب دهخدای ترک ونورایی ترک وعمید ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

دوستان گرامی عیب معرب ebb است بمعنی خراب شدن رو به خرابی وزوال رفتن. . . . ولی فرهنگها یکی از یکی کجتر و ناقص ترند عربها همه کلماتشان را ازفارسی گرفت ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

دوستان گرامی لطمه معرب لت مه است لت یعنی زدن وکوبیدن است ومه پسوند کم وکوچک ودرکل لتمه یعنی زدن کم وکوبیدن کوچک . . . . . فقط عربا آنرا با ط نوشتند م ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

١ رأی
٢ پاسخ
١,٢٧٢ بازدید

به نام خدا با سلام، در ادارات و سازمان ها اغلب برای تشکیل کارگروه های مختلف از واژه «کمیته» استفاده می شود. در برخی موارد به کار گیری واژه جایگزین «کارگروه» از نظر معنایی مشکلی ایجاد نمی کند ولی در ...

١ سال پیش
٠ رأی

commitedd یعنی متعهد شد پس متعهدرا به فارسی پابند هم میشه گفت  

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٦٣ بازدید

فقط معنی سنگیج را می خواهم

١ سال پیش
٠ رأی

نمیدانم به چه دردت میخوره چندروزه شک دارم بگم یانه بهرحال سنگیچ به معنی غمدار شدن؛ غصه خوردن است واحتمالا دراین محل حادثه شومی برای افراد محل رخ دادهاست - sanguish

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
١٦٣ بازدید

فقط معنی سنگیج را می خواهم

١ سال پیش
٠ رأی

نوشتم نمیدانم چرا ثبت نشدسنگیچ بمعنیغم وغصه دار شدنه شاید حادثه بدی در محل رخ داده sanguish

١ سال پیش
١٢ رأی
تیک ٤٣ پاسخ
٥٩,١٢١ بازدید

قریب و غریب از لحاظ معنایی چه فرقی دارند؟

٢ سال پیش
رأی

ایرانیها وقتی برا عربی قانون وقالب مینوشتند یکی استفاده از حروف بود قریب یعنی نزدیک وغریب یعنی دور وبیگانه....درفارسی هم مشابه اینو داریم مثلا باغ دست کاشت وغاب یعنی درختان طبیعی-در یعنی وارد کردن و رد یعنی بیرون کردن- بازم هست که از دست تاراج دررفته...

١ سال پیش
٧ رأی
١٣ پاسخ
١,٢٣٠ بازدید

سلام کلمه معادل کلمه اصالت در  زبان پارسی چیست خیلی متشکرم کمک کنید

١ سال پیش
١ رأی

کلمه اصلی واساسی معرب essaly است خودتان میتوانید با این کلمه بقیه را بسازید

١ سال پیش