دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٧٩٦
رتبه
رتبه در دیکشنری
٣,٧٨٦
لایک
لایک
٥٥
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٣

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٤٩
رتبه
رتبه در بپرس
٢,٢١٤
لایک
لایک
٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٧ ماه پیش
دیدگاه
٠

دوران بدی رو سپری کردن We all hit rough patches now and then, and when things get tough, it’s easy to feel like throwing in the towel.

تاریخ
١١ ماه پیش
دیدگاه
٠

متظاهر و ریاکار Anne was always mean to me until she found out I won the lottery. Now she’s so sweet! I’ve never met anyone so phoney baloney

دیدگاه
١

کاری رو جلوی دیگران انجام بدی که موجب خجالت شما بشه مضحکه دیگران بشی You made a spectacle of yourself at the party

دیدگاه
٣

یه مطلب یا موضوع رو پشت سر هم تکرار کنی پشت سر هم درباره یک موضوع غر بزنی و تکرارکنی You're such a broken record. We're tired of hearing it

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٠

آدم نچسب آدم ناخوشایند He is a bad sort; nobody likes his company

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

٤ رأی
تیک ١ پاسخ
١٠٩ بازدید

ترجمه ی اصطلاح  عامیانه ی  Beat around the bush

١ سال پیش
٢ رأی

حاشیه رفتن صغری کبری چیدن  Don't beat around the bush - get to the point don't beat around the bush; say you want to borrow more money

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١١ پاسخ
٧٩١ بازدید

سلام دوستان معنی این اصطلاح چی میشه؟stop bugging on me

١ سال پیش
١ رأی

 Stop annoying me Stop bothering me"   "Leave me alone

١ سال پیش
٧ رأی
تیک ١٩ پاسخ
٤,٢٦٠ بازدید

مثلا بخواییم بگیم،دست انداختن به انگلیسی باید چی بگیم؟

١ سال پیش
٤ رأی

Pull someone's leg کسی رو دست انداختن یا شوخی کردن       Of course I won't tell them; I was only pulling your leg

١ سال پیش