دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٦٧٥
رتبه
رتبه در دیکشنری
٤,٥٤٢
لایک
لایک
٣٨
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

first time student دانشجوی تازه وارد / تازه کار

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

be gone نبودن I put my cake in the fridge, but it is gone now. کیکم رو گذاشته بودم تو یخچال ولی الان نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

جایگزین، پشتیبان، کمکی I have a back - up plan. من یه برنامه جایگزین دارم.

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

( ناگهان ) چیزی پیش آمدن he had an important business trip pop up. ( یکهو/ناگهان ) سفر کاری مهمی برایش پیش آمد.

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
٠

سخنرانی خداحافظی

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.