پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٧)

بازدید
٤,٥٥٢
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

, kun righak. درگویش گوغر مترادف اسهال وشکم روی به کار می رود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

سِنِّه: senneh. درگویش گوغر مدفوع انسان را گویند البته زمانی که بر روی زمین حالت مخروطی شکلی دارد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

چُس مال کردن در گویش گوغر نیز سرسری ونسنجیده وبا سهل انگاری کاری را انجام دادن است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر نیز مترادف بول وادارار به کار می رفته .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

چُریدن: choridan. درگویش گوغر این مصدر مترادف با ادرارکردن وجیش کردن است .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١١

قاتِق بِنِه: یکی از غذاهای محلی گوغر که با بنه کوبیده شده وآب درست می شود به این ترتیب که نخست بنه کوبیده را کمی حرارت می دهند و آنهارا چنگ گرفته وحس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

ماساوا: maasaavaa. درگویش گوغر نوعی غذای محلی را گویند که از کشک وعدس وروغن وسبزی وسیر تهیه می شود وبسیار خوشمزه است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

زِینِبٓک:zeynabak. درگویش گوغر حشره ای را گویند که در لغتنامه ها کفشدوزک خوانده می شود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

درگویش گوغر نیز کٓلپٓک به معنای مارمولک به کار می رود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

زورکٓدِه: zurkade. درگویش گوغر در گذشته به مکانی که فضولات حیوانی را روی هم تلمبار می کرده اند زورکده می گفته اند.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

هٓرٓسم: harasm درگویش گوغر به چوب هایی که از تنه درختانی مانند سپیداربریده شده وچون تیرآهن بردیوار خانه می اندازند تا سقف خانه مستحکم شود هرسم می گوی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گاز:gaaz. درگویش گوغر به تکه فلزی با ابعاد تقریبی پنج در ده سانت گفته می شود که هنگام شکستن هیزم این تکه فلز را در شکاف چوب کلفت قرار می دهند وبر روی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مِهرجانه:mehr jaane. درگویش گوغر نوعی گلابی را گویند که دیررس است ومعمولا درماه آبان می رسد ونسبت خمروت ریزتر وگردتر است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

خُمّروت:khommorut. درگویش گوغر نوعی از گلابی را گویند که میوه اش درشت تر از گلابی های معمولی است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نِی لٓبٓک:neylabak. درگویش گوغر سازی دهنی را گویند که از خاک رُس به شکل دایره ای وتخم مرغ مانند درست می شود وبر فرق آن یک سوراخ برای دمیدن با دهان ود ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

کٓرکیچ: karkich. درگویش گوغر بوته ای خودرو وبیابانی را گویند که دراوایل بهار گل های زرد ش طبیعت را می آراید .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کُروشِه : korushe. درگویش گوغر ته مانده خرمن غلات ازجمله جو وگندمپس از الک کردن . که هنوز مقداری دانه در آن ها موجود است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تُربیت:torbit. درگویش گوغر درختچه ای خودرو ووحشی را گویند در کوه وبیابان می روید ودر برابر بی آبی وسرما بسیار مقاوم است ومیوه ای قرمز رنگ ونقلی دارد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کوسک :kusk. درگویش گوغر به گردویی اطلاق می شود که جدا کردن مغز از پوستبه راحتی ممکن نباشد . گردوی سوزنی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کِلو:kelu. در گویش گوغر خیک مانندیرا گویند که از پوست بی موی بز وگوسفند تهیه می شود وبرای نگهداری پنیر استفاده می شود .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کٓرکیت در گویش گوغر نیز به معنای شانه قایبافی گفته می شود که قسمت شانه فلزی ست ودسته آن چوبی ست

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

پِلاس :pelaas. درگویش گوغر همان خیمه مانندی را گویند که دیواره آن از چغ می باشد وسقف ووقسمت بالای چغ از لتف که از موی بز بافته شده پوشیده می شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گُک:gok. درگویش گوغر به وزغ گک می گویند گک برخلاف قورباغه در خشکی می زید ورنگ پوستش تیره تر از قورباغه است وبرآمدگی هایی در پوستش دیده می شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

درگویش گوغر نام حشره ای است که در سال های خشک به صورت دسته جمعی به درختان حمله ور می شوند وبه دو رنگ مشکی وخرمایی دیده شده اند . جیرجیرک

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

هفت رنگ طلا:درگویش گوغر پرنده ای را گویند که از نظر جثه مانند کلاغ است اما رنگارنگ است ورنگهای غالبش سبز وآبی است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کٓراجیک:karaajik . درگویش گوغر پرنده ای راگویند که شبیه کلاغ است با جثه ای کوچکتر واندامی ظریف تر وتقریباً همرنگ کلاغ است با این تفاوت که سفیدی پرهای ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دیلا:dilaa. درگویش گوغر گیاهی خودرو را گویند که شبیه گندم است با خوشه ای نحیف ترودانه هایی کم رنگ تر از گندم وگاه به سیاهی می زند ودرمزارع گندم گیاهی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بٓرّه چاق کُنو:barre chaagh konu. درگویش گوغر نوعی گیاه خودرو ست که برگ هاییشبیه گل لاله دارد وگلش مانند گل سنبل ولی کشیده تر وبزرگتر است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کیاغ:kiaagh . درگویش گوغر گیاهی خودرو را گویندکه ساقه وبرگ هایی شبیه خیزران نورسته است .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سوزناکو:suznaaku. درگویش گوغر گیاه گزنه را گویند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کُریکُلّا :korikollaa. درگویش گوغر پرنده ای خاکی رنگ را گویند که تاجی به سر دارد وبه اندازه بلدرچین است احتمالا همان هودی کلا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چوپان گولزِنو:chupaangulzenu. درگویش گوغر پرندهای خاکی رنگ به اندازه بلدرچین را گویند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

خُفتوک:khoftuk. درگویش گوغر همانپرنده معروف ، بللدرچین را گویند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

شیرشِکرو: shir shekeru . درگویش گوغر بوقناق کوهی وخودرو را گویند که بوته ای خاردار است وارتفاعش به بیش از یک متر هم می رسد . به دلیل این که محتوی درو ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کٓهرِه پِزو:kahre pezu . درگویش گوغر به بوته ای سوزنی برگ گویند که خیلی آرام وبدون دود وشعلهْ بلند می سوزدنتیجتاً برای پخت غذا مناسب است و گوشت بزغال ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پِخٓل موشو:pekhal mushu . درگویش گوغر به هم ریز وآشفته کردن کارها.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

قِلِه: ghele . در گویش گوغر به گردوهای گویند که هر بازیکن در بازی گردو بای می نشاند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

خٓزخٓزو: khazkhazuدرگویش گوغر متمولاً به سُرسُره طبیعی وشیب داری گویند که روی برف ایجاد می شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

ماهی سگی:درگویش گوغر به نوعی ماهی رودخانه ای گویند که پوستش خط خطی وجدول گونه است این نوع ماهی معمولا بیش از چهار پنج سانت قد نمی کشد ومناسب خوردن ان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

لیش :lish. درگویش گوغر به جلبک مانندی گویند که در ون رودخانه ها وجوی های آب می روید ودرآغاز رویش سبز رنگ وکم کم به زردی می گراید

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

تُرُشٓک: toroshak. درگویش گوغر گیاهی خودرو را گویندکه برگ هایی شبیه بارهنگ دارد ومعمولاً لب جو یا جاهای مرطوب می روید. ارتفاع گیاه تا یک متر یا بیشتر ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مُکّو :mokku. درگویش گوغر گیاهی خودرو را گویند که در زمین های زراعتی می روید وبرگ های پهن وگل سفیدی دارد ازین گیاه زمانی که تازه روئیده است مکو تخم م ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

لٓنتِرو : lanteru. درگویش گوغر گیاهی خودرو وسخت جان را گویند که معمولا در میان مزارع سیب زمینی وپیاز و. . . بسیار می روید وتوسط کشاورزان ریشه کن می ش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

بٓر :bar. درگویش گوغر به قسمتی از زمین زراعتی غلات وعلوفه جات گویند که دروگر آن قسمت را تا آخر زمین درو کند ممکن است عرض این قسمت یک متر یابا توجه به ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پٓهتار: pah tar. درگویش گوغر دومعنا دارد :۱. شاخ وبرگ اضافه درخت را بریدن یا هرس کردن/۲. گیاهان خودرو و زائد میان محصولات کشاورزی را از ریشه کندن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پِخٓل:pekhal. درگویش گوغر زمین زراعتی غلات را پس از درو کردن گویند البته پٓر وپخل به معنای خار وخاشاک وساقه کوبیده نشده غلات نیز به کار می رود .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

جوبِرارِرو: jowberareru. درگوغر به گیاهی کوتاه اندام وخودرو گفته می شود که تقریبا شبیه یک بوته کوچک جو است ومورد استفاده ای نداردجز برای دام ها

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مٓقسٓم :maghsam. درگویش گوغر به محل تقسیم آب برای چند نفر یا چند آبادی گفته می شود از مقسم های معروف درگوغر می توان به مقسم آب بُندر گوغر اشاره کرد ک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

هورمِه:horme. به زمین های که در اثر آب زیادبرخلاف لایه چمنی رویین آن حالت گلی دارند و شخص با با پا گذاشتن به روی لایه چمنی در گل فرو می رود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

خُمکُت:khomkot. درگوغر به گیاهی برگهای سوزنی نی مانند وسبزرنگ گفته می شود که لب رودخانه ها وجویبارها وزمین های چمنیِ هورمه به صورت خودرو می روید ودر ...